- تاریخ ثبتنام
- 25/1/22
- ارسالیها
- 408
- پسندها
- 3,683
- امتیازها
- 16,913
- مدالها
- 16
- نویسنده موضوع
- #21
بخش دوم:
شرقی دیگر زبان ندارد، بلندتر مینویسد!
تو بلا بودی افتادی در رگ و پیام،
آخرین نفسهای حبس کرده در گلوگاهم را ارزان فروختم به بوسیدنت. اصلا برای جانم تو نباش، مگر آسمان قرمز میشود؟
فوقش ماه ابر را ر آغوش بکشد و بگریستد، اندکی باران ببارد، زمین بشکافد، دنیا ویران شود؛ اصلا تو دگر نباش، اینجا مگر بیدبیمجنونی دلتنگت میشود؟
فقط گاه به یادِ رقص لبخندت، اشکهایم بازی در میآوردند. این چشمانم گاه به عنایت تو محتاج شوند و گیسهایم بیمناک به دنبال انگشتانت میگردند تا لمسشان کنی. بدون تو میشود زندگی کرد، همانند همان روزها که نبودی. فقط کمی،من در میان این نوشتهها زیر بید بیمجنون خاک میشوم!
شرقی دیگر زبان ندارد، بلندتر مینویسد!
تو بلا بودی افتادی در رگ و پیام،
آخرین نفسهای حبس کرده در گلوگاهم را ارزان فروختم به بوسیدنت. اصلا برای جانم تو نباش، مگر آسمان قرمز میشود؟
فوقش ماه ابر را ر آغوش بکشد و بگریستد، اندکی باران ببارد، زمین بشکافد، دنیا ویران شود؛ اصلا تو دگر نباش، اینجا مگر بیدبیمجنونی دلتنگت میشود؟
فقط گاه به یادِ رقص لبخندت، اشکهایم بازی در میآوردند. این چشمانم گاه به عنایت تو محتاج شوند و گیسهایم بیمناک به دنبال انگشتانت میگردند تا لمسشان کنی. بدون تو میشود زندگی کرد، همانند همان روزها که نبودی. فقط کمی،من در میان این نوشتهها زیر بید بیمجنون خاک میشوم!
آخرین ویرایش