• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رتبه دوم فانتزی رمان خون کور: پانیشرز | کورویامی کاربر انجمن یک رمان

نظرتون راجع به رمان؟

  • عالی

    رای 9 50.0%
  • خوب

    رای 5 27.8%
  • متوسط

    رای 1 5.6%
  • ننویس جانم. ننویس! :)

    رای 1 5.6%
  • شخصیت مورد علاقه‌تون؟

    رای 1 5.6%
  • آکامه

    رای 4 22.2%
  • کیتو

    رای 1 5.6%
  • رانمارو

    رای 2 11.1%
  • هانا

    رای 0 0.0%
  • میکایلا

    رای 0 0.0%
  • ایچیرو

    رای 1 5.6%
  • جیرو

    رای 0 0.0%

  • مجموع رای دهندگان
    18

Kuroyami

کاربر فعال
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
855
پسندها
5,390
امتیازها
23,673
مدال‌ها
12
  • نویسنده موضوع
  • #361
علی‌رغم میلش از جا برخاست و از نقاشی سقوط مرد فاصله گرفت. کمی شرمنده بود که بی‌اجازه شاهد نقاشی‌های کارانوس بوده است. البته از ته قلبش هم پشیمان نبود. بیشتر احساس آرامش می‌کرد. رهبر خاندان دیور آرما بیشتر یک هنرمند بود تا یک خون‌آشام عصاقورت داده و مغرور.
از اتاق نقاشی‌ها بیرون زد و آهسته در را بست. گویی او نبوده که بی‌اجازه به بررسی اتاق پرداخته است. دستی به صورتش کشید و به راهش ادامه داد. آهسته به در اتاق بعدی ضربه زد. هیچ‌کس پاسخ نداد. آهسته در را گشود. اتاق میهمان بود.
تختی بزرگ با ملحفه‌های سفید، میز کنار تخت، چراغ‌های خاموش. هیچ نشانی از استفاده‌ی مداوم. انگار فقط برای «اگر روزی کسی آمد» آماده شده بود. او توقف نکرد و به سراغ اتاق بعدی رفت. در که باز شد، تغییر محسوس فضا را با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] hana90

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 8)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا