.ARENA. رو به پیشرفت سطح 5 تاریخ ثبتنام 12/12/23 ارسالیها 175 پسندها 317 امتیازها 1,963 مدالها 6 سن 18 5/4/26 #121 نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد نه صبر در فراقش زین بیشتر توان کرد امضا : .ARENA.
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر حرفهای سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 2,998 پسندها 26,792 امتیازها 53,373 مدالها 35 5/4/26 #122 نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی
نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی
mehdihosseinpour نو ورود سطح 0 تاریخ ثبتنام 4/4/26 ارسالیها 15 پسندها 52 امتیازها 90 سن 26 یکشنبه ساعت 01:33 #123 نبینی باغبان چون گل بکارد چه مایه غم خورد تا گل برآید
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر حرفهای سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 2,998 پسندها 26,792 امتیازها 53,373 مدالها 35 یکشنبه ساعت 02:53 #124 نه حسرت وصالش از دل به در توان کرد نه صبر در فراقش زین بیشتر توان کرد
mehdihosseinpour نو ورود سطح 0 تاریخ ثبتنام 4/4/26 ارسالیها 15 پسندها 52 امتیازها 90 سن 26 یکشنبه ساعت 13:33 #125 نه که هر چه در جهان است، نه که عشق جانِ آن است جز عشق هر چه بینی، همه جاودان نماند
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر حرفهای سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 2,998 پسندها 26,792 امتیازها 53,373 مدالها 35 یکشنبه ساعت 13:35 #126 نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی
نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی
mehdihosseinpour نو ورود سطح 0 تاریخ ثبتنام 4/4/26 ارسالیها 15 پسندها 52 امتیازها 90 سن 26 یکشنبه ساعت 13:47 #127 نه منصورم نه دارت آرزومه خـــریوی کــم دیارت آرزومه خــمار و دردَ بارم ئه خریوی مـه گه چـیم خـمارت آرزومه
نه منصورم نه دارت آرزومه خـــریوی کــم دیارت آرزومه خــمار و دردَ بارم ئه خریوی مـه گه چـیم خـمارت آرزومه
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر حرفهای سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 2,998 پسندها 26,792 امتیازها 53,373 مدالها 35 یکشنبه ساعت 13:48 #128 نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی که ما را بیش از این طاقت نماندهست آرزومندی غریب از خوی مطبوعت که روی از بندگان پوشی بدیع از طبع موزونت که در بر دوستان بندی
نگارا وقت آن آمد که دل با مهر پیوندی که ما را بیش از این طاقت نماندهست آرزومندی غریب از خوی مطبوعت که روی از بندگان پوشی بدیع از طبع موزونت که در بر دوستان بندی
mehdihosseinpour نو ورود سطح 0 تاریخ ثبتنام 4/4/26 ارسالیها 15 پسندها 52 امتیازها 90 سن 26 یکشنبه ساعت 13:53 #129 نپرسی حال یار دلفکارت که هجران چون کند با روزگارت ته که روز و شوان در یاد مویی هزارت عاشق با مو چه کارت
نپرسی حال یار دلفکارت که هجران چون کند با روزگارت ته که روز و شوان در یاد مویی هزارت عاشق با مو چه کارت
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر حرفهای سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 2,998 پسندها 26,792 امتیازها 53,373 مدالها 35 یکشنبه ساعت 14:08 #130 نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی
نه غزل نوشته بودم نه ترانهای سرودم که به حرمت سکوتم، تو به دیدنم بیائی نه سراغ من گرفتی، نه سخن به نامه گفتی به همان بهانهای که نشنیدهای ندایی