- تاریخ ثبتنام
- 29/8/24
- ارسالیها
- 87
- پسندها
- 268
- امتیازها
- 1,078
- مدالها
- 3
- نویسنده موضوع
- #51
پریچهر:
- بشین مامان، باز میکنم.
لادن:
- آیفون که کنارمونه.
لادن با نگاهش پریچهر را دنبال میکند.
پریچهر:
- خرابه، باید بری جلوی در.
با پوشیدن صندلهایش بهسمت در حیاط حرکت میکند و صدای زنگ باز هم بلند میشود.
پریچهر:
- کیه؟ اومدم.
با باز کردن در، فرزاد مقابلش قرار میگیرد.
- سلام بابا، خسته نباشی!
فرزاد:
- سلام گل دختر! سلامت باشی باباجان!
پریچهر دستش را بهسمت نایلونهای خرید دراز میکند.
پریچهر:
- بدین من میگیرم.
فرزاد:
- سنگینه، خودم میارم.
پریچهر:
- دوتا نایلونِ، بدین من.
فرزاد:
- پس تو اینها رو ببر؛ من زغال رو یادم رفته، برم بگیرم، برمیگردم.
نایلونها را کنار در میگذارد و سوئیچش را درون جیبش قرار میدهد.
پریچهر:
- باشه پس.
فرزاد:
- برو، خودم در رو میبندم.
نایلونهای خرید را...
- بشین مامان، باز میکنم.
لادن:
- آیفون که کنارمونه.
لادن با نگاهش پریچهر را دنبال میکند.
پریچهر:
- خرابه، باید بری جلوی در.
با پوشیدن صندلهایش بهسمت در حیاط حرکت میکند و صدای زنگ باز هم بلند میشود.
پریچهر:
- کیه؟ اومدم.
با باز کردن در، فرزاد مقابلش قرار میگیرد.
- سلام بابا، خسته نباشی!
فرزاد:
- سلام گل دختر! سلامت باشی باباجان!
پریچهر دستش را بهسمت نایلونهای خرید دراز میکند.
پریچهر:
- بدین من میگیرم.
فرزاد:
- سنگینه، خودم میارم.
پریچهر:
- دوتا نایلونِ، بدین من.
فرزاد:
- پس تو اینها رو ببر؛ من زغال رو یادم رفته، برم بگیرم، برمیگردم.
نایلونها را کنار در میگذارد و سوئیچش را درون جیبش قرار میدهد.
پریچهر:
- باشه پس.
فرزاد:
- برو، خودم در رو میبندم.
نایلونهای خرید را...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش