- تاریخ ثبتنام
- 3/9/17
- ارسالیها
- 1,646
- پسندها
- 22,268
- امتیازها
- 43,073
- مدالها
- 27
- نویسنده موضوع
- مدیرکل
- #31
و باز هم همان صدای تیک مانند را از گوشهی لبانش تولید کرد و به نادیا که شبیه قطرهی آبی که در روغن داغ افتاده باشد شده بود، توجهی نشان نداد و پشت فرمان نشست. صدای موزیک ماشین را کمی افزایش داد، سرش را به طرف نادیا کج کرد و ابروهایش را بالا انداخت:
- بدم نمیاد بازم با هم همکاری داشته باشیم.
نادیا در حال جار و جنجال و شکایت کردن بود که دست نگاه داشت. به خاطر نشنیدن صدای مکس در هیاهوی صدای جیغ گیتار الکتریکِ آهنگ، پرسید:
- چی؟
مکس بدون تکرار کردن حرفش، چشمکی زد و ماشینش را از پارکینگ خارج کرد. بدون اینکه سر و صدا کند و قدرت ماشینش را به رخ او کشیده باشد، از آنجا فاصله گرفت و رفت. نادیا به خاطر گیج شدن از چیزی که رخ داد، اخم کرده بود و دو دستش را پشت کمرش گرفت.
- دیوونه، حتی به مسئولش...
- بدم نمیاد بازم با هم همکاری داشته باشیم.
نادیا در حال جار و جنجال و شکایت کردن بود که دست نگاه داشت. به خاطر نشنیدن صدای مکس در هیاهوی صدای جیغ گیتار الکتریکِ آهنگ، پرسید:
- چی؟
مکس بدون تکرار کردن حرفش، چشمکی زد و ماشینش را از پارکینگ خارج کرد. بدون اینکه سر و صدا کند و قدرت ماشینش را به رخ او کشیده باشد، از آنجا فاصله گرفت و رفت. نادیا به خاطر گیج شدن از چیزی که رخ داد، اخم کرده بود و دو دستش را پشت کمرش گرفت.
- دیوونه، حتی به مسئولش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر