• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

داستان کوتاه در حال تایپ داستان کوتاه آخرین پیام ساعت ۳:۳۳ | Delven کاربر انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع delven
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 2
  • بازدیدها بازدیدها 27
  • کاربران تگ شده هیچ

delven

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/26
ارسالی‌ها
37
پسندها
42
امتیازها
53
  • نویسنده موضوع
  • #1
کد داستان کوتاه: 662
ناظر: @سایه خیز



داستان:آخرین پیام ساعت 3:33
ژانر:معمایی،درام،علمی تخیلی
نویسنده:Delven
خلاصه
آرش، پسری که پدر دانشمندش ده سال پیش به‌طور مرموزی ناپدید شده، یک شب پیامی عجیب از شماره‌ای ناشناس دریافت می‌کند. این پیام‌ها او را به راز بزرگی درباره پدرش و یک دستگاه خطرناک که می‌تواند آینده را پیش‌بینی کند، می‌رساند...
آینده چیزی نیست که پیدا کنی… چیزی است که انتخاب می‌کنی
 
آخرین ویرایش
امضا : delven

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,569
پسندها
49,269
امتیازها
96,873
مدال‌ها
60
  • مدیرکل
  • #2
1000085187.webp
"والقلم و مایسطرون"

نویسنده‌ی عزیز، ضمن خوش‌آمد گویی، سپاس از انتخاب این انجمن برای منتشر کردن داستان خود،

خواهشمندیم قبل از تایپ رمان خود قوانین زیر را به دقت مطالعه فرمایید!
قوانین **♡ تاپیک جامع مسائل مربوط به داستان‌کوتاه ♡**

و برای پرسش سوالات و اشکالات خود در رابطه با داستان به لینک زیر مراجعه فرمایید!
♧♡ تاپیک جامع برای مسائل رمان نویسی ♧♡

برای...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Eccedentesiast
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] salaman

delven

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/26
ارسالی‌ها
37
پسندها
42
امتیازها
53
  • نویسنده موضوع
  • #3
آرش همیشه فکر می‌کرد عجیب‌ترین اتفاق زندگی‌اش همان روزی بود که پدرش بدون هیچ توضیحی ناپدید شد. ده سال گذشته بود، اما هنوز هر شب قبل از خواب به سقف خیره می‌شد و به این فکر می‌کرد که چطور یک آدم می‌تواند یک روز صبح از خانه بیرون برود و دیگر هیچ‌وقت برنگردد.
پدرش، دکتر کامران نادری، یک دانشمند معروف در زمینه هوش مصنوعی بود. آدمی که همیشه می‌گفت:
- بزرگ‌ترین اشتباه بشر اینه که فکر می‌کنه هر چیزی که می‌تونه بسازه، باید بسازه.
آرش آن زمان معنی حرفش را نمی‌فهمید. فکر می‌کرد پدرش فقط مثل همیشه زیادی جدی شده.
اما حالا، ده سال بعد، در یک آپارتمان کوچک وسط شهر، تنها چیزی که از پدرش باقی مانده بود چند عکس قدیمی، یک ساعت خراب و هزاران سؤال بی‌جواب بود.
آن شب، باران شدیدی می‌بارید. صدای قطره‌ها روی...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : delven
  • sparkle
واکنش‌ها[ی پسندها] salaman

موضوعات مشابه

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 4)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا