شاعرانه مجموعه اشعار دلبر | میم_سین کاربر انجمن یک رمان

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
نام مجموعه اشعار: دلبر
شاعر: م.س.علیپور

صد طعنه زدی بر منِ شوریده‌ی دیوانه

ای دلبر دُردانه!
من هیچ ننالم زین دردِ غمِ بیگانه
این خنجر و این دِشنه
بردار و بزن بر من یک ضربه‌ی جانانه
جانم! تو بزن؛ ننگر این درد و خم شانه


*دشنه: خنجر، چاقوی کوچک
160138


سخنی از نویسنده:

سلام.
بعد از رمان زان دم که دیدمت و دلنوشته‌ی نامه‌ٔ سی و پنجم که هنوز در حال تایپن؛ حالا می‌رسیم به مجموعه اشعار دلبر.
علی ای حال، اینم مثل نوشته‌های دیگه‌ام داستان داره برای خودش^_^
این اشعار رو از زبون پسری مینویسم که اسم کسی که دوسش داره دلبره.
ولی خب به دلیل مشکلاتی نمیتونه بهش برسه.

امیدوارم لذت ببرید :)
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: غزل

ای دلبر جانانم؛ بیا تا کنم پرسش
بهر چه ربودی تو از این بَرَم آسایش؟
جانم به فدایت ای آهوی گریزانم
جانی که ز هجر تو کرده‌ست کمی سایِش
بیا بِنِشین اینجا، بر روی چهارپایه
من رَسم کنم صدبار این رویِ بی آلایش
از حُقه‌ی حرفهایت فیروزه و دُر ریزد
آخ من بروم قربانْ این معجز‌ه‌ی گویِش
جانا یقین دارم تو حوری رضوانی
هربار که تورا بینم؛ شُکرم کند افزایش
از گیسوی‌ افشانت پرتوهای نور تابد
از بهر وجود تو، بوستان کند رویِش


*حُقه: جعبه‌ی کوچک

*دُر: مروارید
*رضوان: بهشت
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: ترکیب بند


مژده‌ٔ دیدن روی تو روزی برسد شاید
دستم به دعا هرشب، نذری بکنم باید
جانم به ستوه آمد زین هجر بی پایان
این حسرت دیدارت، غم بر دلم افزاید
کجا را من گَردَم تا پیدا کنم شِبهَت
چنین دلبر زیبایی به دنیا دگر نآید

تو باده‌ی این جامی، تو می‌کنی‌ام مسخر
تو این منِ عاقل را مجنون می‌کنی آخر

یاد تو ‌در جریان چون چشمه‌ای پرجوش
آن لشگر مژگانت برق می‌پراند از هوش
هر دم و هر لحظه به یاد تو می‌افتم
گوشواره‌ی نامِ تو آویزه ‌است از گوش
در آتش این دوری من سوختم و ساختم
وقت است که باز آیی، باری بکاه از دوش

این تابلوی چشمانت مانند دو گوی اخگر

افسون میکنند افسون ای دلبر افسونگر


*شبهت: چیزی که شبیه به تو باشد
*مسخر: تسخیرکننده
*اخگر: آتش
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: سپید

وقتی که پلکهایت را همچون بال فرشته می‌خوابانی؛

دلم می‌خواهد کسی باشم
بر تن ساحلِ رُخَت یَله؛
و در آن آستانه
زل زَنَم به افق؛
همان افقی که
میرسد به خط واصل پلک ها و مژگانت؛
آخ که دل می‌برد بیننده را !

خُنُک آن دَم که غنچه‌ی لبخندت شکوفا می‌شود؛
من پروانه‌ای می‌شوم؛
تازه از پیله درآمده؛
مستانه و دیوانه؛
قربان صدقه گویان؛
به دور سرت می‌گردم و می‌گردم!
و کاش بدانی ...
ای دلبرِ رعنایم؛
تنها خواسته‌ی من از زندگی این است
یک تو
یک من
دو صندلی گهواره‌ای چوبی
دو فنجان چای
و من آنقدر خیره نگاهت کنم
که حتی زمان هم خسته شود
و بایستد...
خواسته‌ی زیادیست...؟!
دلبرم؛ جانانم؛
میبینی؟
سخن از تو که می‌شود

طبع شاعری‌ام گل می‌کند.

*یله: رها، آزاد
* خُنُک: خوشا
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: مثنوی

یک شبِ پاییز بود آن شب که تو را دیدم
رخساره‌ی زیبایت، من دیدم و آه...مُردم!

بِنْشـین و بیفـشان تـو، این شُرابه‌ی گیسو
یک طـره‌ی گیسـویت دل را میبـرد هر سو

لولـی‌وَشِ موهایـت قلـب را به اسارت داد
لبخــند زدی و عـشــق را پایـیز بشارت داد



(ادامه دارد...)
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: نیمایی(شعر نو)

دلبر ؛ دِل بَر و مجنون کن
این عاقلِ عاشق را
با گوشه‌ی چشم هایت
دلبر؛ دِل بَر و م**س.ت کن
این خمار عاشق را
با باده‌ی ل**ب‌هایت
دلبر؛ دِل بَر و قیامت کن
در این دل آرامم
با آواز آوایت
دلبر؛ دِل بَر و مات کن
این نگاه محزونم
با خرامان قدمهایت
دلبر؛ دِل بَر و دیوانه کن
این منِ دلتنگ را
با خنده‌ی طنازت
دلبر؛ باز آ و کمی دِل بَر
تو فقط باز آ...
تو فقط باز آ...
تو فقط...
دلبر!
دلی نمانده‌است اما...

باز آ و کمی دِل بَر...!
 

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: غزل

بس کن ای دل که صبرم به سرآمد

این قافله‌ی عمر هم اینک به سر آمد
گفته بود که سحر به نزدم خواهد آمد
سحر تیره و‌ تار شد ولی دلبرم نیامد
نگرانی، تشویش به دلم چنگ زد و من

ضربانم به تسریع بیافتاد به بسامد

(ادامه دارد...)
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
بلبل شده‌ام مستم،
عهدی را با گل بستم
از خود شده‌ام بیخود
این م**س.ت، خودم هستم؟!
من عهدی ببستم با
این دلبر طنازم
می‌پرسد احوالم
"هلا مجنون افگارم!

آگاه بکن من را
هوشیاری یا مستی؟
زان دَم که مرا دیدی
خوب هستی یا نیستی؟"
لبخند زنم و گویم
"هلا دلبرِ دل برده‌ام!
زان‌دَم که تورا دیدم
در برزخی افتادم
دل، ذوقِ تو داشت اما
تو از بَرِ من دوری
تو از بر من دوری
تو از بر من دوری..."
لبخند زنان گویم
"زان دم که تو را دیدم
هم خوبم و هم نیستم
هوشیارم و هم نیستم
من مستم و هم نیستم"
گویم که این حال را
این برزخ کال را
این وصال ابطال را
با وجود تلخی‌ها
دوست دارم و دوست دارم...
جانا دلبرا رعنا

دلْ رحم بمان یکبار
حالا که تو برگزیدی رفتن را
دلْ رحم بمان یکبار
آهسته برو آرام
تا ثبت کنم در ذهن
گام‌های خرامانت...
من اشک نمیریزم
مَرد اشک نمیریزد
چندی‌ست کرده‌ام عادت
به این رفتن و‌ دل کندن
آخ از این هجران‌ ها
ناتمامی عشق ها
مُردن پرستوها
جان دادنِ عُشاق‌ها
آخ از این قصه‌ی بی پایان
این قصه‌ی بی پایان
این قصه‌ی بی پایان....



*هلا: آگاه باش
*افگار: مجروح، خسته
*ابطال: باطل، باطل شده
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
او رفت پی معشوقش و بازماندم
انگار در وجودم درد می‌شود تکثیر
موهایم یک به یک گشتند سپید
در اوج جوانی من شدم بُرنایی پیر
 
آخرین ویرایش

م.س.علیپور

شاعر انجمن
شاعر انجمن
عضویت
6/24/19
ارسال ها
235
امتیاز
11,713
سن
18
محل سکونت
سرزمین اشعار
قالب شعر: غزل

گیسو که کنی افشان، قلبم غزل‌خوان است
وقتی که تو می‌خندی، دنیا بهاران است
چشمم به تو می‌افتد، در گوشه‌ی یک کافه
از لرزش فنجانم، تشویش نمایان است
تـو عاشـــق مـوهـای شـانـه‌زده‌ام بـودی
از روزی که تو رفتی، این مو پریشان است

من پشته و‌ کوه بودم، با ناله فرو ریختم
گویـم ولــی بـا درد، حـالـم بِـسامان است
زنده مانده‌ام اما من جان داده‌ام، مُردم
زندگی بدینگونه، یک حالت بحران است
از بـهـر چـه تو رفتی، در روزی زمـستـانی؟

زان دم شدم بیزار از هرچه زمستان است!

(ادامه دارد...)
 
آخرین ویرایش

بالا