مشاعره مشاعره با اشعار شاعران

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع narcissus
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 7,141
  • بازدیدها بازدیدها 180,615
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    مشاعره
  • کاربران تگ شده هیچ

N a d i y a

کاربر نیمه فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/2/21
ارسالی‌ها
504
پسندها
11,725
امتیازها
28,173
مدال‌ها
18
  • #6,531
آتش بزن این قافیه ها سوختنی ست
این شعرِپُر از داغِ تو آتش زدنی ست
تو به تحریک فلک فتنه‌ی دوران منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام
می‌توان یافتن از بی‌سر و سامانی من
که سراسیمه‌ی گیسو‌ی سمن سای توام
 
امضا : N a d i y a
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] hadi

hadi

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/19
ارسالی‌ها
3,522
پسندها
17,766
امتیازها
71,673
مدال‌ها
101
  • #6,532
تو به تحریک فلک فتنه‌ی دوران منی
من به تصدیق نظر محو تماشای توام
می‌توان یافتن از بی‌سر و سامانی من
که سراسیمه‌ی گیسو‌ی سمن سای توام
محو رخسار تو ابلیس شد و سجده نکرد
مات ومبهوت فقط گفت :عجب سیمایی
بحث یکتایی حق را به تو نتوان سنجید
لا شریک له اگر هست٬تو استثنایی
 
امضا : hadi

N a d i y a

کاربر نیمه فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/2/21
ارسالی‌ها
504
پسندها
11,725
امتیازها
28,173
مدال‌ها
18
  • #6,533
محو رخسار تو ابلیس شد و سجده نکرد
مات ومبهوت فقط گفت :عجب سیمایی
بحث یکتایی حق را به تو نتوان سنجید
لا شریک له اگر هست٬تو استثنایی
یک چند به گیرو دار بگذشت مرا
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صرف حسرت روی تو شد
بنگر که چه روزگار بگذشت مرا
 
امضا : N a d i y a

hadi

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/19
ارسالی‌ها
3,522
پسندها
17,766
امتیازها
71,673
مدال‌ها
101
  • #6,534
یک چند به گیرو دار بگذشت مرا
یک چند در انتظار بگذشت مرا
باقی همه صرف حسرت روی تو شد
بنگر که چه روزگار بگذشت مرا
ای حسنت از تکلّف آرایه بی نیاز
اغراق صنعتی است که زیبنده ی تو نیست
در فکر دلبری ز من بینوا مباش
صیدی چنین حقیر ، برازنده ی تو نیست
 
امضا : hadi

N a d i y a

کاربر نیمه فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/2/21
ارسالی‌ها
504
پسندها
11,725
امتیازها
28,173
مدال‌ها
18
  • #6,535
ای حسنت از تکلّف آرایه بی نیاز
اغراق صنعتی است که زیبنده ی تو نیست
در فکر دلبری ز من بینوا مباش
صیدی چنین حقیر ، برازنده ی تو نیست
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
اسیر گریه‌ی بی‌اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست
 
آخرین ویرایش
امضا : N a d i y a

hadi

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/19
ارسالی‌ها
3,522
پسندها
17,766
امتیازها
71,673
مدال‌ها
101
  • #6,536
تو را خبر ز دل بی‌قرار باید و نیست
غم تو هست ولی غمگسار باید و نیست
اسیر گریه‌ی بی‌اختیار خویشتنم
فغان که در کف من اختیار باید و نیست
تقدیر چنین بود که پروانه بسوزد
رنگین پر آن عاشق دیوانه بسوزد
تقدیر چنین بود که بلبل به زمستان
از ماتم گل بردر گلخانه بسوزد
 
امضا : hadi

N a d i y a

کاربر نیمه فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/2/21
ارسالی‌ها
504
پسندها
11,725
امتیازها
28,173
مدال‌ها
18
  • #6,537
تقدیر چنین بود که پروانه بسوزد
رنگین پر آن عاشق دیوانه بسوزد
تقدیر چنین بود که بلبل به زمستان
از ماتم گل بردر گلخانه بسوزد
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتم ز خدا عقل طلب می‌کردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت
 
امضا : N a d i y a

hadi

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/19
ارسالی‌ها
3,522
پسندها
17,766
امتیازها
71,673
مدال‌ها
101
  • #6,538
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتی‌ام را شب طوفانی گرداب گرفت
در قنوتم ز خدا عقل طلب می‌کردم
عشق اما خبر از گوشه محراب گرفت
تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی
خاک قدم محرم و بیگانه‌ام امشب
امید که بر خیل غمش دست بیاید
آه سحر و طاقت هر دانه‌ام امشب
 
امضا : hadi

N a d i y a

کاربر نیمه فعال
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/2/21
ارسالی‌ها
504
پسندها
11,725
امتیازها
28,173
مدال‌ها
18
  • #6,539
تا بر سر من بگذرد آن یار قدیمی
خاک قدم محرم و بیگانه‌ام امشب
امید که بر خیل غمش دست بیاید
آه سحر و طاقت هر دانه‌ام امشب
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شده‌ات باده پرستم کرده
سعی بین حرم و میکده دیدن دارد
 
امضا : N a d i y a
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] hadi

hadi

مدیر بازنشسته
سطح
42
 
تاریخ ثبت‌نام
30/7/19
ارسالی‌ها
3,522
پسندها
17,766
امتیازها
71,673
مدال‌ها
101
  • #6,540
بیت بیت غزلم شوق پریدن دارد
وه که دیدار غزل درد کشیدن دارد
چشم نرگس شده‌ات باده پرستم کرده
سعی بین حرم و میکده دیدن دارد
دردی است در این دل که به درمان نتوان داد
عشقیست در این جان که به صد جان نتوان داد
جام می ما آب حیات است در این دور
این آب حیات است به حیوان نتوان داد
 
امضا : hadi

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا