مشاعره مشاعره با اشعار افشین یداللهی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Ayana
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 54
  • بازدیدها بازدیدها 2,546
  • کاربران تگ شده هیچ

Ayana

فرهیخته ادبیات
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/7/21
ارسالی‌ها
1,545
پسندها
27,348
امتیازها
61,773
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • #1
در این تاپیک، اشعار آقای افشین یداللهی برای مشاعره قرار می‌گیرد.

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، م*ست و خمارت نیستم
شب‌زنده داری می‌کنی تا صبح زاری می‌کنی
تو بی‌قراری می‌کنی، من بی‌قرارت نیستم
 
امضا : Ayana

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #2
در این تاپیک، اشعار آقای افشین یداللهی برای مشاعره قرار می‌گیرد.

یک روز می‌آیی که من دیگر دچارت نیستم
از صبر ویرانم ولی چشم انتظارت نیستم
یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
نه شک به چیزی نه یقین، م*ست و خمارت نیستم
شب‌زنده داری می‌کنی تا صبح زاری می‌کنی
تو بی‌قراری می‌کنی، من بی‌قرارت نیستم
مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
 
امضا : m.sina

Tara Motlagh

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,024
امتیازها
6,833
مدال‌ها
10
  • #3
مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
میانِ آغوش‌های نا‌امن
دنبالِ امنیت می‌گردی
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
تا زمین
کمی آهسته‌تر بچرخد
تا سرگیجه‌ات
کمتر شود
شاید دیگر نیازی نباشد
خود را به آغوش کسی بیاویزی
 
امضا : Tara Motlagh

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #4
میانِ آغوش‌های نا‌امن
دنبالِ امنیت می‌گردی
کمی بایست
خود را در آغوش بکش
تا زمین
کمی آهسته‌تر بچرخد
تا سرگیجه‌ات
کمتر شود
شاید دیگر نیازی نباشد
خود را به آغوش کسی بیاویزی
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
 
امضا : m.sina

Tara Motlagh

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,024
امتیازها
6,833
مدال‌ها
10
  • #5
یک آن شد این عاشق شدن دنیا همان یک لحظه بود
آن دم که چشمانت مرا از عمق چشمانم ربود

وقتی که من عاشق شدم شیطان به نامم سجده کرد
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلاً منی در کار نیست، امنم حصارت نیستم
 
امضا : Tara Motlagh

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #6
دور دلم دیوار نیست، انکار من دشوار نیست
اصلاً منی در کار نیست، امنم حصارت نیستم
مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
 
امضا : m.sina

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,950
پسندها
4,845
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #7
مرز در عقل و جنون باریک است
کفر و ایمان چه به هم نزدیک است

عشق هم در دل ما سردرگم
مثل ویرانی و بهت مردم
می‌خوام وقتی دلت تنگه غمت رو شونه‌هام باشه
اگه اشکی تو چشماته، مسیرش گونه‌هام باشه
 
امضا : فلورا.

ꜱᴀʜᴇʟ

مدیر بازنشسته
سطح
36
 
تاریخ ثبت‌نام
19/5/18
ارسالی‌ها
7,489
پسندها
32,469
امتیازها
96,874
مدال‌ها
37
  • #8
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
کنار تو چه آرومم، چه آرومی کنار من
[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
تو چشمای تو آرومه چشای بی‌قرار من
[/BGCOLOR]
 
امضا : ꜱᴀʜᴇʟ

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #9
کنار تو چه آرومم، چه آرومی کنار من


تو چشمای تو آرومه چشای بی‌قرار من
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ى من چه کردی

مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه ى من چه کردی
 
امضا : m.sina

ꜱᴀʜᴇʟ

مدیر بازنشسته
سطح
36
 
تاریخ ثبت‌نام
19/5/18
ارسالی‌ها
7,489
پسندها
32,469
امتیازها
96,874
مدال‌ها
37
  • #10
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ى من چه کردی

مگر لایق تکیه دادن نبودم
تو با حسرت شانه ى من چه کردی
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
یک روز می‌آیی که من نه عقل دارم نه جنون
[/BGCOLOR]
[BGCOLOR=rgb(239, 239, 239)]
نه شک به چیزی نه یقین ، م**س.ت و خمارت نیستم
[/BGCOLOR]
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : ꜱᴀʜᴇʟ
عقب
بالا