نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

روی سایت دلنوشتهٔ ویران دل است|روناهی بازگیر کاربر انجمن یک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #1
نام دلنوشته: ویران دل است
نام نویسنده: روناهی بازگیر
تگ: منتخب
ویراستار: sama_shams
مقدمه:
تو می‌روی و می‌روی و می‌روی...
و بگذار پوزخند آخر را من نصیبت کنم!
به خیالت رفتی و مرا با روح مرده و قلب تکه‌تکه شده‌ام جا گذاشته‌ای؛
اما، بازی آخر را باختی!
چون نفهمیدی آن‌قدر خودم را به تو کوک زده‌ام که رفتنت، هست و نیست مرا می برد...!
چیزی برای جا ماندن نیست!609572_c40f1d35481779787d6f6128ac3f11a2.jpg
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

Maede Shams

مدیر بازنشسته
سطح
46
 
ارسالی‌ها
4,868
پسندها
77,356
امتیازها
95,555
مدال‌ها
48
  • #2
•| بسم رب القلم |•

آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند...

IMG-20200319-WA0010.jpg

نویسنده‌ی عزیز، بی‌نهایت خرسندیم که دلنوشته‌های زیبایتان را در انجمن «یک رمان» به اشتراک می‌گذارید.
خواهشمندیم پیش از پست‌گذاری و شروع دلنوشته‌، قوانین بخش «دلنوشته‌های کاربران» را به خوبی مطالعه بفرمایید.

"قوانین بخش دلنوشته‌ی کاربران"

پس از گذشت حداقل ۲۰ پست از دل‌نوشته، می‌توانید در تاپیک زیر درخواست نقد دل‌نوشته بدهید. توجه داشته باشید که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Maede Shams

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #3
***
نبودنت مرا به آن‌جا کشانده است که هر بار
ابر تیره در آسمان می‌بینم، قسمش میدهم نبارد!
مبادا باز بوی نم خاطرات بلند شود... !
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #4
***
می‌دانی جان من؟!
عجیب نیست صبح‌هایی که بیدار می‌شوم را با چشمان خون شده آغاز می‌کنم؛
من عادت دارم شب‌های بی‌تو ساعت‌ها خواب پیاز خُرد کردن بببینم!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #5
***
زمانی که رفتی، بهار هم رفت!
و من حالا سال‌ها است در زمستان مانده‌ام!
نگاهم به آخرین آدم‌برفی در حال آب شدن است.
نه! اینجا خورشیدی نیست... .

فقط آدم‌برفی‌ها هم، هم‌پایم اشک ریختند برای بهار رفته‌شان!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #6
***
چه بودی و که بودی نمی‌دانم!
من فقط می‌دانم نبودنت مرا هیچ کرده است!
هیچ... !
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #7
***
کیلو‌متر‌ها از تو دورم.
اما،
هنوز هم قلبم در همان حوالی‌ها، در پی چشمان تو می‌گردد... !
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #8
***
جان جانان آمدی؟!
حالا که آمدی خودت بگو... .
بگو چرا باید تمام شعر‌های عالم به این تکه ختم شوند که حالا چرا؟!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #9
***
این مردن هر روزه تاوان چیست؟!
دل دادنم یا دل بریدنت؟!
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی

روناهی

مدیر بازنشسته
سطح
33
 
ارسالی‌ها
1,421
پسندها
26,238
امتیازها
47,103
مدال‌ها
56
  • نویسنده موضوع
  • #10
***
دروغ است!
زندگی پنج حرف ندارد!
دو حرف دارد:
«ت، و»
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : روناهی
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا