مشاعره مشاعره با اشعار فروغ فرخزاد

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,080
پسندها
27,166
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #201
دخترک خنده کنان گفت که چیست
راز این حلقه زر
راز این حلقه که انگشت مرا
این چنین تنگ گرفته است به بر
در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ویرانیست
گوش کنوزش ظلمت را می شنوی
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
 
  • Heart
واکنش‌ها[ی پسندها] fariba_a

fariba_a

مدیر بازنشسته
سطح
20
 
تاریخ ثبت‌نام
9/11/20
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
14,086
امتیازها
33,573
مدال‌ها
17
سن
22
  • #202
در شب کوچک من افسوس
باد با برگ درختان میعادی دارد
در شب کوچک من دلهره ویرانیست
گوش کنوزش ظلمت را می شنوی
من غریبانه به این خوشبختی می نگرم
من به نومیدی خود معتادم
می‌تپد قلبم و با هر تپشی قصه عشق تو را مي گويد
بخت اگر از تو جدايم كرده مي گشايم گره از بخت چه باک
 
امضا : fariba_a

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,080
پسندها
27,166
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #203
می‌تپد قلبم و با هر تپشی قصه عشق تو را مي گويد
بخت اگر از تو جدايم كرده مي گشايم گره از بخت چه باک
کسی به عشق نیندیشید
دیگر کسی به فتح نیندیشید
و هیچکس دیگر به هیچ‌چیز نیندیشید
در غارهای تنهائی بیهودگی به دنیا آمد
 

سَنا

مدیر بازنشسته
سطح
35
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
7,024
پسندها
30,203
امتیازها
88,273
مدال‌ها
34
  • #204
همیشه تو در جایی از من خواهی بود
شاید در یادم
شاید در قلبم
و شاید در هر قدمی که بردارم…
 
امضا : سَنا

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,080
پسندها
27,166
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #205
می روم خسته و افسرده و زار
سوی منزلگه ویرانه خویش
به خدا می برم از شهر شما
دل شوریده و دیوانه خویش
 
عقب
بالا