مشاعره مشاعره با اشعار مصطفی مستور

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 28
  • بازدیدها بازدیدها 1,343
  • کاربران تگ شده هیچ

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #21
قاصدان هزار دوستت دارم نهفته
که با تفرق ابدی
تنها یک فوت فاصله دارند،
نثار تویی که به فروتنی نیستی
و در تک تک سلول های روح من
لانه کرده ای
یا غنچــــه دهان

یا قامت ســـــرو

یا لب لعل

و ماه صورتت را

نمــــــی خواهم


آه

اگر چیزی هست برای رام کردن این اسب وحشی روح

صدایت

صدایت

صدایت

تنها صدایت

از پشت تلفــن راه دور
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #22
یا غنچــــه دهان

یا قامت ســـــرو

یا لب لعل

و ماه صورتت را

نمــــــی خواهم


آه

اگر چیزی هست برای رام کردن این اسب وحشی روح

صدایت

صدایت

صدایت

تنها صدایت

از پشت تلفــن راه دور
روح های ولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار می کنند
چشم هایت
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #23
روح های ولگرد بعدازظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار می کنند
چشم هایت
تو از دیروز فرو رفته ای

در کلمه ای انگار

در عین

در شین

در قاف

در نقطه ها
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #24
تو از دیروز فرو رفته ای

در کلمه ای انگار

در عین

در شین

در قاف

در نقطه ها
از چه گونه
خسته ام از سؤال های سخت پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین فکرهای عمیق
پیچ های تند نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,071
پسندها
27,157
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #25
از چه گونه
خسته ام از سؤال های سخت پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین فکرهای عمیق
پیچ های تند نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
یاغنچه دهان
یاقامت سرو
یالب لعل
وماه صورتت را
نمی خواهم
 

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,071
پسندها
27,157
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #26
از چه گونه
خسته ام از سؤال های سخت پاسخ های پیچیده
از کلمات سنگین فکرهای عمیق
پیچ های تند نشانه های با معنا، بی معنا
دلم تنگ می شود، گاهی
یاغنچه دهان
یاقامت سرو
یالب لعل
وماه صورتت را
نمی خواهم
 

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #27
یاغنچه دهان
یاقامت سرو
یالب لعل
وماه صورتت را
نمی خواهم
مدینه بود و غوغا بود، اسیرِ دیوِ سرما بود
محمد سر زد از مکه، که او خورشیدِ دل‌ها بود
لا لا خورشیدِ من لا لا، گلِ امیدِ من لا لا
خدیجه همسرِ او بود، زنی خندان و خوش‌خو بود
 
امضا : مَهوا

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #28
مدینه بود و غوغا بود، اسیرِ دیوِ سرما بود
محمد سر زد از مکه، که او خورشیدِ دل‌ها بود
لا لا خورشیدِ من لا لا، گلِ امیدِ من لا لا
خدیجه همسرِ او بود، زنی خندان و خوش‌خو بود
دست خودشان نیست
وقتی از فرط معصومیت
با تابشی از جنس عشق
روح های ولگرد بعد از ظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار می کنند
چشم هایت
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,071
پسندها
27,157
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #29
دست خودشان نیست
وقتی از فرط معصومیت
با تابشی از جنس عشق
روح های ولگرد بعد از ظهر را
بر نیمکتی سنگی
کشتار می کنند
چشم هایت
...

تا باد مرا نبرد به آسمان.

لبخند که می‌زنی

من ـ عین هالوها ـ

زل می‌زنم به دست‌ هات

به ساعت مچی طلایی‌ ات

به آستین پیراهن ا‌ت

تا فرو نروم در زمین.

دیشب مادرم گفت:

تو از دیروز فرو رفته‌ ای

در کلمه‌ای انگار

در عین

در شین

در قاف

در نقطه‌ ها!


-

((مصطفی مستور)
 
عقب
بالا