• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

برگزیده رمان خون کور: پانیشرز | کورویامی نویسنده انجمن یک رمان

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
7,723
امتیازها
23,673
مدال‌ها
14
  • نویسنده موضوع
  • #451
زمان حال
آزمایشگاه تازه‌تأسیس VHO، شعبه‌ی بندر توکیو


میکایلا مانند شبحی بی‌صدا از میان نقطه‌های کور دوربین‌های امنیتی عبور کرده و خودش را به یکی از اتاق‌های انبار رسانده بود. در را بی‌صدا بست و چند ثانیه همان‌جا ایستاد. تنها صدایی که می‌شنید، وزوز یکنواخت سیستم تهویه و تپش نامنظم قلب خودش بود.
هوای اتاق بوی تند الکل، مواد ضدعفونی‌کننده و پلاستیک استریل می‌داد؛ بویی که هنوز هم برایش از هر کابوسی وحشتناک‌تر بود. فکش منقبض شد. تمام بدنش بی‌اختیار به یاد گذشته واکنش نشان داد:
- آزمایشگاه... !
همین یک کلمه کافی بود تا صدها خاطره‌ی مدفون از اعماق ذهنش بیرون بخزند. تصویر تخت‌های فلزی خونین... چراغ‌های سفید... صدای دستگاه‌هایی که حتی اسمشان را هم نمی‌دانست... و خنده‌ی موذی مردی که خودش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Ghasedak~

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
7,723
امتیازها
23,673
مدال‌ها
14
  • نویسنده موضوع
  • #452
اگر دوباره او را در آزمایشگاه پیدا می‌کرد... اگر می‌توانست قبل از هر کس دیگری با او صحبت کند... شاید بالاخره پاسخ این سؤال‌های لعنتی را پیدا می‌کرد؛ سؤال‌هایی که مثل موریانه لحظه‌به‌لحظه ذهنش را می‌جویدند.
ابروهایش در هم رفت. دست در جیبش برد و کش موی سیاه‌رنگ را بیرون آورد. موهای نسبتاً بلندش را با چند حرکت سریع پشت سر بست. چهره‌اش دوباره حالت یک شکارچی را پیدا کرده بود. لب‌هایش را با نوک زبان تر کرد.
اما همان لحظه فکر دیگری به ذهنش رسید. اگر همسر ایچیرو را از اینجا فراری می‌داد... تمام ردها را از دست می‌داد. فراری دادنش اشتباه محض بود. باید اجازه می‌داد بازی کمی جلوتر برود. باید می‌فهمید چیبا و VHO واقعاً چه نقشه‌ای در سر دارند.
دیگر نمی‌توانست مثل گذشته ساده‌لوح باشد. اگر چیبا تصمیم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] Ghasedak~

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
7,723
امتیازها
23,673
مدال‌ها
14
  • نویسنده موضوع
  • #453
هیچ پاسخی نیامد. چند ثانیه سکوت میانشان کش آمد. میکایلا نگاه کوتاهی به ضخامت شیشه انداخت. حداقل ده سانتی‌متر. شاید هم بیشتر. با تمسخر گفت:
- راستی... مطمئنم تو زن ایچیرو نیستی.
تنها تغییری که دید افزایش ناگهانی ضربان قلب زن بود. فقط یک تپش و بعد دوباره آرام شد. زن آهسته سرش را بالا آورد. با وجود چشم‌بند، دقیقاً سرش روبه‌روی صورت میکایلا ایستاد؛ انگار از پشت پارچه هم او را می‌دید. لب‌هایش تکان خوردند اما صدایی که بیرون آمد، صدای واقعی یک زن نبود. بلندگوی گردنبند، صدایی سرد و ماشینی پخش کرد:
- منم می‌دونم که تو انسان نیستی.
میکایلا برای لحظه‌ای خشکش زد. کتاب گریمور ممنوعه صراحتاً نوشته بود که جادوی «پوست انسان» از دید همه غیرقابل تشخیص است. پس این زن چطور او را تشخیص داده بود؟ زیر لب...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
7,723
امتیازها
23,673
مدال‌ها
14
  • نویسنده موضوع
  • #454
مشخصات رزمی:

وابستگی:
دهکده آمه
رده عملیاتی: جونین رده ویژه
تخصص: ترور، نفوذ، ضدجاسوسی، عملیات مخفی
مهارت نزدیک: S
مهارت پرتاب سلاح: S+
مهارت مخفی‌کاری: S+
مهارت رهگیری: A
مهارت بازجویی: S
مهارت فرار از اسارت: S++

توانایی‌های ویژه:

توهم سمعی و بصری
دستکاری ادراک حواس
کنترل محدود ذهن قربانی
مقاومت بالا در برابر هیپنوتیزم
مقاومت بالا در برابر سموم
تحمل درد بسیار زیاد

هشدارهای امنیتی:

هرگز چشم‌بند زندانی برداشته نشود.
قلاده مهار عصبی در تمام مدت فعال بماند.
از تماس چشمی مستقیم خودداری شود.
زندانی هرگز بدون دو تیم مسلح جابه‌جا نشود.
هرگونه مکالمه بیش از سه دقیقه ممنوع است.
امکان تأثیرگذاری روانی بر پرسنل وجود...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami

Kuroyami

نویسنده انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/3/23
ارسالی‌ها
1,086
پسندها
7,723
امتیازها
23,673
مدال‌ها
14
  • نویسنده موضوع
  • #455
میکایلا دوباره کنار شیشه برگشت. دندان‌هایش را روی هم سایید.
- خیلی خب!خانم به‌اصطلاح «هیمورا ساکورا»... که مطمئنم خودت هم اون نیستی... چند تا سؤال دارم. جواب‌هات تعیین می‌کنه باهات چطور رفتار کنم.
زن آرام خندید. خنده‌ای که از بلندگوی فلزی، عجیب و سرد به گوش می‌رسید:
- قوانین بازی این شکلی نیست.
سرش را اندکی کج کرد:
- اطلاعات در برابر اطلاعات. درخواست در برابر درخواست. قبوله؟
میکایلا برای لحظه‌ای دلش می‌خواست مشتش را از شیشه رد کند و یقه‌ی زن را بگیرد. اما نمی‌توانست. به ساعت مچی نگهبان نگاه کرد. کمتر از سی دقیقه فرصت داشت. بعد از آن، پوست جعلی شروع به پوسیدن می‌کرد. زمان نداشت. مستقیم پرسید:
- هیمورا ریکی دنبال چی بود؟
زن چند ثانیه سکوت کرد. بعد آرام گفت:
- سؤال خوبیه. اگر جواب سؤال من...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Kuroyami

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 10)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا