گوشهگیران زود در دلها تصرف میکننداشعار آغاز شده با حرف گ اینجا قرار میگیرند.
گر نمي کوشي به درمانم به آزارم مکوشگوشهگیران زود در دلها تصرف میکنند
بیشتر دل میبرد خالی که در کنج لب است
گوش دلی کجاست که از چاه بشنودگر نمي کوشي به درمانم به آزارم مکوش
مرهم دل نيستي، بر سينه پيکاني چرا
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبعگفتی هوای باغ در ایام گل خوشست
ما را به در نمیرود از سر هوای یار
- سعدی
گاه اشگش سوی صحرا میدواندگفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع
سخت می گیرد جهان با مردمان سخت کوش
گر شرم همی از آن و این باید داشتگاه اشگش سوی صحرا میدواند
گاه آهش سوی گردون میکشید
گر هیچ ترا میل سوی ماست بگوگر شرم همی از آن و این باید داشت
پس عیب کسان زیر زمین باید داشت
ور آینه وار نیک و بد بنمائی
چون آینه روی آهنین باید داشت
گاهی گر از ملال محبت بخوانمتگر هیچ ترا میل سوی ماست بگو
ورنه که رهی عاشق و تنهاست بگو
گر هیچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نیست بگو راست بگو