- تاریخ ثبتنام
- 27/12/21
- ارسالیها
- 1,992
- پسندها
- 6,376
- امتیازها
- 28,973
- مدالها
- 16
تو گریه میکنی و خنده میکند گلزار
از این گریستن و خنده، بدگمان شدهایم
از این گریستن و خنده، بدگمان شدهایم
ترک جان در ره آن سرو روان این همه نیستتو گریه میکنی و خنده میکند گلزار
از این گریستن و خنده، بدگمان شدهایم
تا در ره دوست بی سر و پا نشویترک جان در ره آن سرو روان این همه نیست
عشق اگر نرخ نهد قیمت جان این همه نیست
جزو قیمت نی ام اما به قناعت شادم
کان چه محصول زمین است و زیان این همه نیست
تا جان بودم در تن رو از تو نگردانمتا در ره دوست بی سر و پا نشوی
بی درد بمانی و به دردی نرسی
تدبیر کنم هر شب تا دل ز تو برگیرمتو با قلب ویرانه ى من چه کردی؟!
ببین عشق دیوانه من چه کردی
در ابریشم عادت آسوده بودم
تو با حال پروانه ى من چه کردی؟!
ننوشیده از جام چشم تو مستم
خمار است میخانه ى من چه کردی؟!
مگر لایق تکیه دادن نبودم؟
تو با حسرت شانه ى من چه کردی؟!
مرا خسته کردی و خود خسته رفتی
سفر کرده! باخانه ى من چه کردی؟!
جهانِ من از گریه ات خیس باران
تو با سقف کاشانه ى من چه کردی؟!
تک به تک در مژههایت راز عشق و عاشقیستتا ذره ای ز دردِ خودم را نشان دهم
بگذار در جدا شدن از یار، جان دهم
همچون نسیم می گذرد تا به رفتنش
چون بوته زار، دست برایش تکان دهم
دل بُرده از من آنکه ز من دل بُریده است
دیگر در این ق*م*ا*ر، نباید زیان دهم