مشاعره مشاعره با حرف ش

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Ayana
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 88
  • بازدیدها بازدیدها 2,717
  • کاربران تگ شده هیچ

Ayana

نویسنده افتخاری
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/7/21
ارسالی‌ها
1,565
پسندها
29,511
امتیازها
61,873
مدال‌ها
60
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #1
اشعار آغاز شده با حرف ش اینجا قرار می‌گیرند.​
شهر بزرگ است تنم!
غم طرفی من طرفی...
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : Ayana

FakhTeh

مدیر بازنشسته
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,656
امتیازها
74,371
مدال‌ها
36
  • #2
شیر م**س.ت شهد تو گشت و بگفت
یا قریب العهد من شرب اللبن
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : FakhTeh

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #3
شیر م**س.ت شهد تو گشت و بگفت
یا قریب العهد من شرب اللبن
شب من نشان مویت سحرم نشان رویت

قمر از فلک در افتد چو نقاب بر گشایی
 
امضا : m.sina

Tara Motlagh

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
مدال‌ها
10
  • #4
شرح دلتنگی من بی‌تو فقط یک جمله‌ست
"تا جنون فاصله‌ای نیست از اینجا که منم"
 
امضا : Tara Motlagh

امیرمحمد..

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
12/7/23
ارسالی‌ها
2
پسندها
45
امتیازها
30
  • #5
شب فراق نداند که تا سحر چند است مگر کسي که به زندان عشق در بند است
 

Tara Motlagh

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
مدال‌ها
10
  • #6
شب‌زنده داری می‌کنی تا صبح زاری می‌کنی
تو بی‌قراری می‌کنی، من بی‌قرارت نیستم

پاییز تو سر می‌رسد قدری زمستانی و بعد
گل می‌دهی، نو می‌شوی، من در بهارت نیستم
 
امضا : Tara Motlagh

FakhTeh

مدیر بازنشسته
سطح
40
 
تاریخ ثبت‌نام
29/1/20
ارسالی‌ها
3,982
پسندها
43,656
امتیازها
74,371
مدال‌ها
36
  • #7
شهری به ره آن مه، خون در دل و جان بر لب
فریاد که از دستش یک شهر به جان آید
 
امضا : FakhTeh

Tara Motlagh

کاربر انجمن
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
1/8/23
ارسالی‌ها
301
پسندها
1,025
امتیازها
6,833
مدال‌ها
10
  • #8
شب ها
بیهوده از این کوچه می گذرم
می دانی که خانه من این حوالی نیست
ظهرها
بیهوده در کافه ها به انتظار می نشینم
عصرها در ایستگاه
کاش یک نفر به شانه ام بزند که هی
کسی که با پای دلش رفته است
با قطار برنمی گردد
و چقدر خوب می شود
آن یک نفر تو باشی
 
امضا : Tara Motlagh

Ayana

نویسنده افتخاری
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/7/21
ارسالی‌ها
1,565
پسندها
29,511
امتیازها
61,873
مدال‌ها
60
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #9
شده دردی به دلت ریشه کند، آب شوی؟
همه شب با غمِ دلتنگی خود، خواب شوی؟
شده آیا ک غمی ریشه به جانت بزند؟
گره در روح و روانت، به جهانت بزند؟
شده دلتنگ شوی غم به جهانت برسد؟
گره‌ات کور شود غم به روانت برسد؟
شده دلتنگ شوی چاره نیابی جز اشک؟
من به این چاره‌ی بیچاره دچارم هرشب...
 
امضا : Ayana

Ayana

نویسنده افتخاری
سطح
37
 
تاریخ ثبت‌نام
3/7/21
ارسالی‌ها
1,565
پسندها
29,511
امتیازها
61,873
مدال‌ها
60
سن
18
  • نویسنده موضوع
  • #10
شب شد...
ماه را بوسیده‌ام،
خیال پریشانم را شانه زده‌ام
گلدان های شمعدانی را به نوازشی آرام خوابانده‌ام
منتظرت می‌مانم،
تــا چون هر شب با صدای
"شبت بخیر ماه من"
رویای تو را به آغوش بگیرم...
 
امضا : Ayana

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
115
بازدیدها
5,694
پاسخ‌ها
187
بازدیدها
7,282
پاسخ‌ها
138
بازدیدها
5,446
پاسخ‌ها
126
بازدیدها
6,085
عقب
بالا