رتبه اول BPY مجموعه اشعار سرمه‌ی گیتی | دیاناس شاعر انجمن یک رمان

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #1
نام مجموعه شعر: سرمه‌ی گیتی
به قلم دیاناس
قالب: شعر سپید
سطح:
شاعرانه، رتبه اول مسابقات BPY

1000011761.jpg
مقدمه:
نیمه‌های شب
تکه‌های ستارگان
مویرگ‌های قلبم را به بند می‌کشند

پهلو به پهلو
غصه به غصه
چه مکتوب تلخی‌ست به پیشانی‌ام
ژرفای مُهر تنهایی

روحم به چنگ آویخته

به گذرگاه شبم گر بیایی
تلاطم چشم‌هایم غرقت خواهند کرد
گویی ابرند؛
تکه‌های تیره‌بخت خاطرات باطله

روحم به چنگ آویخته

پلک به هم می‌دوزم
لب به هم می‌رسانم
امشب را
گریز می‌خواهم به ناکجاآباد
 
آخرین ویرایش توسط مدیر
امضا : Eccedentesiast

PETRØVA.MIR

کاربر حرفه‌ای
سطح
36
 
تاریخ ثبت‌نام
11/8/20
ارسالی‌ها
1,582
پسندها
28,794
امتیازها
61,673
مدال‌ها
39
  • #2
•| بسم رب العشق |•

1000008543.jpg

ضمن عرض سلام و خوش آمد خدمت شما شاعر محترم؛ لطفاً قبل از شروع تایپ مجموعه اشعار خود، قوانین بخش را مطالعه کنید.

"قوانین بخش اشعار کاربران"
***
پس از ارسال بیست پست در دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست نقد بدهید و از دیدگاه دیگر کاربران درباره اشعارتان، آگاه شوید.

"تاپیك درخواست نقد و بررسی اشعار"
***
پس از گذشت بیست پست از دفتر شعرتان، می‌توانید درخواست تگ دهید و از کیفیت اشعار خود آگاه شوید.
...​
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش توسط مدیر

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #3
شب‌هایمان کبود بود.

غافل در آغوش سرد غم
صامت از رنج و مصیبت‌ها
نالان از قلب و تباهی‌ها

شب‌هایمان قره بود.

مادر اشک می‌بافت
گویی مرده‌ام
مرده‌ام؟ به راستی؟

به تاول می‌نشیند قلبم
به رنگ خون، به رنگ درد
تمام جان به سمت ضیافت رنج

خاک زمین به غم نشست
رنگ و رخش به نم نشست
مادری از دیار بغض
زاده‌ی خود به دست غم
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #4
بغض می‌شکند
نرم و فرسوده
و خسته از طنین بی‌کسی

چلچله‌های اندوه گرد هم آمدند
شب زیباییست
شب میهمانی
دعوت شده‌اند اشک‌ها

بغض‌ها
غمِ نشسته بر دل‌ها
پروانه‌های آبی و رها

همه در سوگ‌اند
رخت عزا
به تن
ناله‌ی شب به گوش
سردی شب
به آغوش

رنگین‌کمانی نیست
ماه
برای کیست؟
این زندگی رنج است
شب‌ها
پر از درد است.
 
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #5
خیال
چکه می‌کند
از سقف اتاق
بی‌انتها
مداوم
و پرصدا

از بیرون
سکوت می‌آید
و از درون
جنگ واژه‌ها

مامان
آب داد.

بغض نشسته بر دلم
مهر سکوت
بر لبم

چیزی نمی‌گوید
آرام می‌آید
آرام‌تر
می‌رود
مرا با جنگ
تنها می‌گذارد

شب سختی‌ست
واژه‌ها
بی‌رحم‌اند.
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #6
عقلم معما می‌کند
می‌سوزد قلب
و چشم
به بی‌فروغی می‌رسد

سنگين و ثقیل
جایی میان قفسه‌ی سینه‌ام
نیست علاجی
تمامم را به خاموشی می‌سپارم، به تاریکی

به دوش می‌کشانم
غبار غم را
تسکینم نمی‌دهد مهر نشسته بر لبش

به زوال می‌رسد احساسم
زمهریر است، یخ‌بندان
دفن می‌شوم
به باد نابودی سپرده می‌شوم
کسی نمی‌بیند
کسی فاتحه‌ای نمی‌فرستد

به خاک می‌افتم
به خاک
به باد
به آتش کشیده می‌شوم
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #7
مته می‌شود غم
می‌تراشد
می‌تراشد
به انتهای قلب می‌رسد
چیزی نمی‌ماند
جز تکه‌های احساس

باد می‌برد
تمامم را
دست آویزی ندارم
کشیده می‌شوم
به خاک و خون

ز دست می‌رود
دلی
بی‌هوا و سبعانه

دست‌گیر نیست کَسی
به زانو می‌افتم
احاطه می‌کند مرا به رنگ نحس طالعم
سیاهی و فنا و خوف
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #8
خانه می‌سازند اشک‌ها برای من
از جنس حسرت
به رنگ ماتم

مدیونت می‌شوم
به رنگ شوم شب
مدیون رفتنت
مدیون غصه‌ها

این خانه را به غم آغشته می‌کنم
آخر برای خود
وهمی به سر کنم

نور ستارگان بر چهره‌ی من و
یادت برای من
عشق پرندگان

مرگ مرا به جان
خواهی کشید و من
خوشحال و بی‌صدا ترک تو می‌کنم
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #9
چشمان من به غم
عادت ندارند
و تو
یگانه غم زیبای من

می‌نشینی به دل
برون می‌ریزی
ز چشم
فرو می‌روی
به قلب

زیباترین غم من

اسپند دود می‌کند
مادر برای من
زیر لب مدام
وردی بگوید و من خنده‌ای کنم

مادر
برای من
چشمی به اشک نکن
این‌گونه قلب من
بدتر فنا رود.
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast

Eccedentesiast

پرسنل مدیریت
مدیر ارشد
سطح
43
 
تاریخ ثبت‌نام
28/8/18
ارسالی‌ها
11,498
پسندها
49,021
امتیازها
96,873
مدال‌ها
59
  • نویسنده موضوع
  • مدیرکل
  • #10
رد نماندنت
به شب
 به تن
به دل، به دل، به دل

شب
شب فریاد است
فریاد را
سکوت برد
مرا
بیچارگی

کهنه غمی که در دلم
غرقه‌ی خون
به جا گذاشت
قلب مرا به دار کشید

آب دلم
به گِل نشست
غرق تباهی و بلا

رنج مرا
کسی ندید
بی‌کس و بی‌نوا روم
 
آخرین ویرایش
امضا : Eccedentesiast
عقب
بالا