- تاریخ ثبتنام
- 28/8/18
- ارسالیها
- 11,516
- پسندها
- 49,098
- امتیازها
- 96,873
- مدالها
- 59
- مدیرکل
- #41
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصدها رسید و ما هنوز آوارهایم
مرا هزار امید است و هر هزار تویی
شروع شادی و پایان انتظار تویی
سیمینبهبهانی
ما و مجنون همسفر بودیم در دشت جنون
او به مقصدها رسید و ما هنوز آوارهایم
دیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کردمهمان شاهم هرشبی بر خوان احسان و وفا
مهمان صاحب دولتم که دولتش پاینده باد
مولانا![]()
در دیار ما، وفا حکمی ابد داشتدیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چـــون بشد دلبـــر و بـــا یار وفـادار چه کرد
حافظ
دوش آوار شدی سمت دلم، قلبم رفتدیدی ای دل که غم عشق دگر بار چه کرد
چـــون بشد دلبـــر و بـــا یار وفـادار چه کرد
حافظ
در دیار ما، وفا حکمی ابد داشت
حال وفا جز دریده شدن، چه داشت؟
ساقیا بریز که لعل نگاهش ما را برد
به جانی که جز او جهانی نداشت.
(خودم)
از گریه سوختیم و تو آهی نمی کنی
تو همانی که دلم لک زده لبخندش را
او که هرگز نتوان یافت همانندش را
کاظم بهمنی