- تاریخ ثبتنام
- 10/8/20
- ارسالیها
- 3,587
- پسندها
- 7,431
- امتیازها
- 35,773
- مدالها
- 16
سرباز دل از عشق تو در خواب نازی رفته استبر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
خشم
حالا تو با این خشم شب در قلب من بلوا نکن
گل لطفا
سرباز دل از عشق تو در خواب نازی رفته استبر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
خشم
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تراسرباز دل از عشق تو در خواب نازی رفته است
حالا تو با این خشم شب در قلب من بلوا نکن
گل لطفا
واژه ای انتخاب نشدهای گل تازه که بویی ز وفا نیست ترا
خبر از سرزنش خار جفا نیست ترا
زندگی یک عمر درس عاشقی را یاد دادرفته است و مهرش از دل نمی رود
ای ستاره ها چه شد که او مرا نخواست
زندگی
مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارتچون بلبل م**س.ت راه در بستان را یافت
روی گل و جام و باده را خندان یافت
آمد به زبان حال در گوشم گفت
دریاب که عمر رفته را نتوان یافت
نگار
به جان تا شوق جانان است ما رامژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت
ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا
جان
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتربه جان تا شوق جانان است ما را
چه آتشها که بر جان است ما را
بلای سختی و برگشته بختی
از آن برگشته مژگان است ما را
سخن