- تاریخ ثبتنام
- 10/8/20
- ارسالیها
- 3,594
- پسندها
- 7,274
- امتیازها
- 35,773
- مدالها
- 16
تا به چشمان شما خیره شوم میمیردیک نفر آمد صدایم کرد و رفت در قفس بودم، رهایم کرد و رفت
غصه هایی که لبت ریخته در کاسه ما
تا به چشمان شما خیره شوم میمیردیک نفر آمد صدایم کرد و رفت در قفس بودم، رهایم کرد و رفت
اي نسيم سحر آرامگه يار كجاست منزل آن مه عاشق كش عيار كجاستتا به چشمان شما خیره شوم میمیرد
غصه هایی که لبت ریخته در کاسه ما
تا جام می از گوشه لبخند تو گل کرداي نسيم سحر آرامگه يار كجاست منزل آن مه عاشق كش عيار كجاست
ساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولیتا جام می از گوشه لبخند تو گل کرد
هر خنده مستانه شد افسانه احساس
ترسم ازاد نسازد ز قفس صیادمساقی و مطرب و می جمله مهیاست ولی
عیش بی یار مهیا نشود یار کجاست؟
مي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ستترسم ازاد نسازد ز قفس صیادم
انقدر تا که ره باغ رود از یادم
بس که ماندم به قفس رنگ گل از یادم رفت
گر چه با عشق وی از مادر گیتی زادم
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتمي رسد روزي که شرط عاشقي دلدادگي ست
آن زمان، هر دل فقط يک بار عاشق مي شود
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده بي آنكه وعده باشد در انتظار بودهدیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
از از ایینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم موج غمت غرقم کرد
کشتی ام را شب طوفانی گرداب گرفت
هر که فرهاد شود در ره عشقتا بوده چشم عاشق در راه يار بوده بي آنكه وعده باشد در انتظار بوده
تا به فراق خو كنم صبر من و قرار كو؟ وعده ي وصل اگر دهد طاقت اتظار كو؟هر که فرهاد شود در ره عشق
همه کس در نظرش شیرین است
تهمت کفر به عاشق نزنید
عاشقی پاک ترین ایین است