- تاریخ ثبتنام
- 13/6/22
- ارسالیها
- 1,890
- پسندها
- 4,299
- امتیازها
- 22,673
- مدالها
- 23
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریستنسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من
جای گلایه نیست که این رسم دلبریست
چشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریستنسبت عشق به من نسبت جان است به تن
تو بگو من به تو مشتاقترم یا تو به من
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده استچشمت به چشم ما و دلت پیش دیگریست
جای گلایه نیست که این رسم دلبریست
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتتلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد:/
تخته سنگی زیر پای آبشاری بشکنددیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
در قنوتم ز خدا «عقل» طلب میکردمتخته سنگی زیر پای آبشاری بشکند
کاروان غنچه های سرخ روزی می رسد
قیمت لبهای سرخت روزگاری بشکند:/
تنها سندم این دل ناکام من استدر قنوتم ز خدا «عقل» طلب میکردم
«عشق» اما خبر از گوشه محراب گرفت
تنها گناه ما طمع بخشش تو بودتنها سندم این دل ناکام من است
گر وقت به تلخی گذرد باکی نیست
شیرینی عمر یاد احلام من است»:/
تا بپندارم که سهمی دارم از پروانگیتنها گناه ما طمع بخشش تو بود
ما را کرامت تو گنه کار کرده است
موجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگرتا بپندارم که سهمی دارم از پروانگی
پیله ای پیچیده از غم های عالم بر تنم
بر سر این سرو اخر برف هم منت گذاشت
دست زیر شانه ام مگذار باید بشکنم
یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیمموجم و جرأت پیش آمدنم نیست، مگر
به دل سنگ تو از من نرسد آزاری