م مَهوا کاربر حرفهای سطح 14 تاریخ ثبتنام 6/8/22 ارسالیها 1,955 پسندها 4,808 امتیازها 28,973 مدالها 17 21/11/23 #91 از صراط المستقیم شرع پا بیرون منه تا توان از پل گذشتن، نگذرد رهبر ز آب امضا : مَهوا
m.sina کاربر خبره سطح 14 تاریخ ثبتنام 10/8/20 ارسالیها 3,587 پسندها 7,431 امتیازها 35,773 مدالها 16 3/7/24 #92 فلورا. گفت از صراط المستقیم شرع پا بیرون منه تا توان از پل گذشتن، نگذرد رهبر ز آب کلیک کنید تا باز شود... با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا امضا : m.sina
فلورا. گفت از صراط المستقیم شرع پا بیرون منه تا توان از پل گذشتن، نگذرد رهبر ز آب کلیک کنید تا باز شود... با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر خبره سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 3,071 پسندها 27,158 امتیازها 55,673 مدالها 36 26/3/26 #93 m.sina گفت با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا کلیک کنید تا باز شود... ای زلف یار این همه گردنکشی چرا آخر تو هم فتاده و ما هم فتادهایم
m.sina گفت با خودی هرگز نگردد دل ز درد و غم جدا هر که از خود شد جدا شد از غمِ عالم جدا نان جو خور در بهشتِ جاودان پاینده باش کز بهشت از خوردنِ گندم شدهست آدم جدا کلیک کنید تا باز شود... ای زلف یار این همه گردنکشی چرا آخر تو هم فتاده و ما هم فتادهایم
م مَهوا کاربر حرفهای سطح 14 تاریخ ثبتنام 6/8/22 ارسالیها 1,955 پسندها 4,808 امتیازها 28,973 مدالها 17 24/4/26 #94 ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ گفت ای زلف یار این همه گردنکشی چرا آخر تو هم فتاده و ما هم فتادهایم کلیک کنید تا باز شود... من از بیقدری خار سر دیوار دانستم كه ناكس كس نمیگردد از این بالانشینیها امضا : مَهوا
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ گفت ای زلف یار این همه گردنکشی چرا آخر تو هم فتاده و ما هم فتادهایم کلیک کنید تا باز شود... من از بیقدری خار سر دیوار دانستم كه ناكس كس نمیگردد از این بالانشینیها
ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ کاربر خبره سطح 31 تاریخ ثبتنام 1/9/23 ارسالیها 3,071 پسندها 27,158 امتیازها 55,673 مدالها 36 24/4/26 #95 آزار به موری نرساندیم و گذشتیم گر قسمت ما باده، و گر خون جگر بود ما نوبت خود را گذراندیم و گذشتیم!