نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

مشاعره مشاعره با حرف ت

  • نویسنده موضوع ARYA-T
  • تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها 116
  • بازدیدها 3,126
  • کاربران تگ شده هیچ

Deleted

کاربر فعال
سطح
37
 
ارسالی‌ها
1,487
پسندها
26,287
امتیازها
61,573
مدال‌ها
56
  • #61
تا یار برفت صبر از من برمید
وز هر مژه‌ام هزار خونابه چکید
گوئی نتوانم که ببینم بازش
تا کور شود هر آنکه نتواند دید
 

Deleted

کاربر فعال
سطح
37
 
ارسالی‌ها
1,487
پسندها
26,287
امتیازها
61,573
مدال‌ها
56
  • #62
تا یار مرا ربوده از هستی خویش
واقف نی‌ام از بلندی و پستی خویش
 

Deleted

کاربر فعال
سطح
37
 
ارسالی‌ها
1,487
پسندها
26,287
امتیازها
61,573
مدال‌ها
56
  • #63
تا در دل من عشق تو اندوخته شد
جز عشق تو هر چه داشتم سوخته شد
عقل و سبق و کتاب بر طاق نهاد
شعر و غزل دوبیتی آموخته شد...
 

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #64
تا دل به برم هوای دل‌بر دارد
افسانهٔ عشق دل‌بر از بر دارد
دل رفت ز بر چو رفت دلبر آری
دل از دل‌بر چگونه دل بر دارد
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته‌ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت
 
امضا : m.sina

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
سطح
25
 
ارسالی‌ها
2,460
پسندها
15,091
امتیازها
44,373
مدال‌ها
20
  • #65
تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین

به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
تمنای وصالم نیست عشق من مگیر از من
به دردت خو گرفتم نیستم در بند درمانت

امید خسته‌ام تا چند گیرد با اجل کشتی
بمیرم یا بمانم پادشاها چیست فرمانت
 
امضا : ملکه جهنمی❄
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #66
تو بت چرا به معلم روی که بتگر چین

به چین زلف تو آید به بتگری آموخت
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی‌ست

یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
 
امضا : m.sina

Fateme Amade

پرسنل مدیریت
سرپرست تالار
سطح
16
 
ارسالی‌ها
2,930
پسندها
7,940
امتیازها
30,973
مدال‌ها
27
  • مدیر
  • #67
تو چه دانی که پس هر نگه ساده ی من
چه جنونی، چه نیازی، چه غمی‌ست

یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد، چه عذاب و ستمی ست
تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
 
امضا : Fateme Amade
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
ارسالی‌ها
3,577
پسندها
7,191
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #68
تا درون آمد غمش از سینه بیرون شد نفس
نازم این مهمان که بیرون کرد صاحبخانه را
تو درخت خوب‌منظر همه میوه‌ای ولیکن
چه کنم به دست کوته که نمی‌رسد به سیبت

تو شبی در انتظاری ننشسته‌ای چه دانی
که چه شب گذشت بر منتظران ناشکیبت
 
امضا : m.sina

ملکه جهنمی❄

گوینده انجمن
سطح
25
 
ارسالی‌ها
2,460
پسندها
15,091
امتیازها
44,373
مدال‌ها
20
  • #69
تنــم از واسـطه دوری دلـبر بگــداخت جانم از آتش هجر رخ جانانه بسوخت
 
امضا : ملکه جهنمی❄

Deleted

کاربر فعال
سطح
37
 
ارسالی‌ها
1,487
پسندها
26,287
امتیازها
61,573
مدال‌ها
56
  • #70
تو در برابر چشمانم نیستی
اما تمام آنچه می‌بینم تویی...
 

موضوعات مشابه

پاسخ‌ها
100
بازدیدها
2,980
پاسخ‌ها
171
بازدیدها
3,513
پاسخ‌ها
110
بازدیدها
2,424
پاسخ‌ها
113
بازدیدها
2,630
پاسخ‌ها
100
بازدیدها
2,088
پاسخ‌ها
106
بازدیدها
2,445
پاسخ‌ها
129
بازدیدها
2,889

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا