• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

در حال تایپ رمان من ارگ بمُ تو نقش جهانی | فاطمه محمدی اصل کاربر انجمن یک رمان

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #11
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #12
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #13
امان از دست این مریضی که حتی فرصت نمیده یک پارت بنویسم:sugarwarez-019: ولی هم اکنون من اینجام=)

جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #14
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #15
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #16
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #17
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #18
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #19
این قصه و داستان نیاز به نظر و انرژی شما داره، ممنونم که نظر می‌دین :smiling-face-with-heart-eyes:

-بخدا ببخشید! قصد فضولی نداشتم. دختر عمه من استاد دانشگاه شماست. حتی شمارو برای این نمایش پیشنهاد داد؛ که متاسفانه آقای شیوانی رد کردن. عکساتون رو زیاد بهم نشون داده.

از آنچه می‌گوید باید شاخ‌ در بیاورم؛ ولی گره اخم‌هایم عمیق‌تر می‌شود. من مستحق این نقش بودم و تمام دانشکده قبولش داشتند.
هر چند نقش کریستین دایه، در این نمایش عظیم، رویای هرکسی بود؛ البته نه حالا که انگار رازهایی در پشت پرده است... .
-حق با شیوانی لنگ درازه.
ـ لنگ دراز ؟
چنان مبهوت می‌پرسد که می‌خندم.
-لنگاش درازه دیگه. باورت نمیشه سرم تا روی شکمشه.
از شانه نگاهش می‌کنم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نویسنده ادبیات
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
323
پسندها
2,172
امتیازها
11,933
مدال‌ها
13
  • نویسنده موضوع
  • #20
خم می‌شود و از زمین لباس‌ها را برمی‌دارد. انتظار دارم دوباره سمتم پرت کند؛ ولی او بی‌خبر کوله‌ام را با قدرت چنگ میزند و سمت رختکن می‌کشد.
-داداش داداش یواش، طرف بازیگر‌ه‌ گونی سیب زمینی نیست که!
دختر گریمور در حالی که یقه پسر را از پشت می‌کشد این را می‌گوید، پس برادرش بود.
می‌خواهم جیغ بزنم یا چنگ بی‌ا‌ندازم روی صورتِ زیادی تپل و سفیدش؛ اما تنها کاری که از دستم بر‌میاید، کشیدن کوله‌ام از بین دستانش است.
-همتون کورین! من بازیگر نیستم... ولم کن نفهم، دارم می‌گم... .
پشت رختکن پرتم می‌کند و لباس‌ها را در آغوشم می‌اندازد. خودش هم آن پشت سنگر می‌گیرد.
-تا سی می‌شمارم. پوشیدی که پوشیدی، اگه... .
با کوباندن پایم روی زمین جمله‌اش را قطع می‌کنم و جیغ سر می‌دهم:
-نپوشیدم چی؟ میای لختم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 4)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا