تمرین نویسندگی تمرین نویسندگی کاربران (دوره‌ی دهم) | انجمن یک رمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع Mobina.Yahyazade
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 8
  • بازدیدها بازدیدها 216
  • کاربران تگ شده هیچ
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
970
پسندها
5,906
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #1

عرض سلام و وقت بخیر به کاربران عزیز انجمن یک رمان.
همانطور که مستحضر بودید، توضیحات کامل دررابطه با تمرین نویسندگی در فراخوان شرح داده شد.
شرکت‌کنندگان متن خود را در مدت معین شده برای بررسی ارسال می‌کنند و توسط منتقدان بررسی خواهد شد.
دقت کنید که متن شما بین ۴۰ خط گوشی ۱۵ خط سیستم تا ۱۰۰ خط گوشی و ۸۰ خط سیستم باشد.
اگر برای متن خود یک محتوای معرفی می‌نویسید، باید شامل عنوان متن، ژانر متن و خلاصه‌ی متن می‌باشد. برای مثال:
نام متن: ویرانی

ژانر: اجتماعی
خلاصه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Mobina.Yahyazade

Mobina.Yahyazade

پرسنل مدیریت
مدیر تالار کتاب
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
14/5/20
ارسالی‌ها
970
پسندها
5,906
امتیازها
22,973
مدال‌ها
16
سن
23
  • نویسنده موضوع
  • مدیر
  • #2
امضا : Mobina.Yahyazade

mehdihosseinpour

کاربر سایت
سطح
3
 
تاریخ ثبت‌نام
4/4/26
ارسالی‌ها
26
پسندها
243
امتیازها
990
مدال‌ها
3
سن
26
  • #3
نام متن:رویای سلحشور
ژانر:فانتزی
خلاصه:در ادامه سفر آرسام و همراهانش در دل جنگل مه‌آلود، برای رسیدن به قلعه سیاه، با موجودی افسانه‌ای برخورد میکنند که برای عبور از پل، از آنها میخواهد تا در آزمون‌هایی جادویی شرکت کنند تا لیاقت عبور از پل را بدست اورند.

متن:
سه روز از سفر گروه به سوی قلعه سیاه گذشته بود، سرانجام در مسیری قرار گرفتند که پل چوبی مشخص بود. زمانی که به نزدیکی پل رسیدند ناگهان صدای خش‌خش در میان بوته‌ها بلند شد؛ کویی چیزی درون بوته‌ها درحال تکاشای آن‌ها بود، آرسام خود را به سلی رساند و مشعل را کمی به بوته های کناره‌ی گذرگاه نزدیک کرد. بلافاصله موجودی عصبی از میان شاخه‌ها به طرفشان پرید. موجودی با بدنی نیمه‌انسان و نیمه‌حیوان که شاخ های کوچکی بر سر داشت در برابرشان ظاهر شد و...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 

Melikadanayii09

کاربر نیمه فعال
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
11/11/20
ارسالی‌ها
519
پسندها
2,623
امتیازها
14,573
مدال‌ها
15
سن
21
  • #4
نام رمان : مارانا
ژانر: عاشقانه
پارتی از رمان آینده
خلاصه:
همه چی از گذشته‌های دور شروع میشه، گذشته‌ای که روی آینده من و تو تاثیر خیلی زیادی می‌ذاره؛ مثل انتقام. انتقامی که از یک دختر بی‌گناه گرفته شد. انتقامی که قلب یک پسر عاشق رو سیاه کرد... خیلی چیزها هست که هنوز مشخص نشده... .
رازهایی وجود داره که همه از شنیدن‌شون متعجب میشن!
در گذشته خیلی اتفاق‌ها افتاده بوده که من، تو، و خیلی از دور و اطرافیان‌مون حتی حدس‌ هم نمی‌زدیم!
گذر زمان خیلی چیز‌ها رو‌ عوض می‌کنه، مثل عاشقی من و تو.
دست سرنوشت خیلی چیز‌هارو مشخص می‌کنه، از گذشته سی‌ساله بگیر تا آینده… .
***

الکس بدون هیچ حرفی از روی صندلی بلند شد و از اتاق بیرون رفت، شهاب بهم نزدیک‎ شد و دستم رو گرفت و گذاشت روی قلبش، چشم‎‎‎‎‎‎هاش اون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

Nargess.khatoon

کاربر فعال
سطح
12
 
تاریخ ثبت‌نام
31/7/24
ارسالی‌ها
827
پسندها
2,508
امتیازها
15,073
مدال‌ها
13
سن
18
  • #5
نام رمان: بُلوک.
ژانر: عاشقانه.
نویسنده: سیده نرگس مرادی خانقاه.
خلاصه:
همیشه رسم بود که توی روستای ما، دخترعموها با پسرعموهاشون ازدواج کنند. انگار عقد دخترعمو و پسرعمو را در آسمان‌ها نگاشته‌اند؛ ولی من آن‌طور نبودم.
منِ دخترک روستایی، عاشق اربابی زورگو و مغرور شدم که از گذشته‌ی تلخ و ناچیزی را به‌دنبال می‌کرد. او فکر می‌کرد که اگر انتقامی از عمویم که گذشته‌ای چندین‌ساله با آن داشت بگیرد، همه‌چیز را به دست آورده است؛ اما نمی‌دانستم که انتقامش سر هیچ‌کسی نیست جزء... .

متن:
شروع رمان:

پارت_1
#بلوک

این داستان: آزردگی راحله.
***
همیشه با خود می‌گویم:
- اگر می‌خواهد میان من و خان‌زاده، راه دوری باشد، بایستی اسمش را بُلوک بگذارم. به فاصله‌ای که در میان رنج‌های...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : Nargess.khatoon

فرشته رحمانی

پرسنل مدیریت
مدیر آزمایشی شعرکده
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
2/4/17
ارسالی‌ها
193
پسندها
728
امتیازها
3,933
مدال‌ها
7
سن
30
  • مدیر
  • #6
موضوع: بخشی از رمان آخرین ناتراز
ژانر: فانتزی معمایی دارک رومنس
خلاصه: در آن سویِ پرده‌ی هستی، جایی که تعادل، تنها قانونِ ناگفته است، «لومین» و ترازویش حضور دارند. سایه‌ای که قرن‌ها در کمینِ لغزشِ ترازو نشسته، و با حکمِ خاموشِ خود، آن‌هایی را که نباید زاده می‌شدند از صفحهٔ روزگار پاک می‌کند؛ موجوداتی که از ریشه‌های ممنوعه‌ی فرشته، اهریمن و انسان جوانه زده‌اند.

اما این بار… حکمی صادر نمی‌شود. ترازوی لومین، سنگین و ناآشنا، بی‌حرکت مانده است. زیرا «اِلِنه» آن ناترازیِ کوچک، آن لرزشِ ناچیز، هیچ وزنی در کفه‌هایش ندارد. و همین «هیچ»، آغازِ وهمی است که جهان را در آستانه‌ی فروپاشی قرار می‌دهد.

فصل دوم: گسستِ زمان

نفسِ سردی که از گوشه‌ی اتاق می‌وزید، با...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • #7
عنوان: من ارگ بمُ تو نقش جهانی
نویسنده: میم.فا
ژانر: عاشقانه‌، اجتماعی، درام، معمایی
خلاصه:

هیچ‌کس نمی‌دانست پشت نقابِ سفیدِ آن بازیگرِ تازه‌وارد، چه گذشته‌ سیاهی پنهان است!
شیده سازگار، آن عروسک چینی بلوطی آمده بود تا شهرت پیدا کند، اما صحنه، قتلگاه آرامشش شد.
دیدار ناگهانی‌اش با هنرپیشه‌ای معروف، همچون تماشای سقوط فرشته‌ها نحس رقم می‌خورد.
هر پرده از نمایش آن دو نفر، گره‌ای از گذشته باز می‌کند. رازهایی که سال‌ها در سکوت مانده‌اند، حالا باید یکی‌یکی خون پس بدهند.
و میان عموم قصه، تنها یک حقیقت باقی می‌ماند:
در این اپرا، همه نقش گناهکار را دارند...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

delnia

هنرمند انجمن
سطح
22
 
تاریخ ثبت‌نام
26/7/23
ارسالی‌ها
2,299
پسندها
6,173
امتیازها
28,973
مدال‌ها
57
  • #8
آهنگ سفر
ژانر: اجتماعی
خلاصه: زنی خسته از زندگی یکنواختش هوای ماجراجویی به سرش می‌زند. بعد از مدتی موفق می‌شود همسرش را با خود همسو کند. سفر همیشه داستان‌های فراوانی با خود به همراه دارد و این سفرها قرار است به زوج قصه و همه‌ی ما درس‌هایی بیاموزد.



ماگ سفید رنگم را که میلاد قبل از خروجش از خانه برایم پر کرده و آورده بود بین انگشتان کوچکم نگه داشتم. ماگ مثل قبل داغ نبود و بخاری ازش بلند نمی‌شد. با فکر به آن که سرد شده آن را به دهان برده و جرعه‌ای نوشیدم که داغی‌اش اذیتم کرد. چهره در هم کشیدم و ماگ را بر روی میز گذاشتم.
تلوزیون روشن بود و در حال پخش برنامه‌ی صبحگاهی بود. چشمم آنجا ولی افکارم جایی دیگر پرسه می‌زد. تمام بحث‌هایم با میلاد در سرم جولان می‌داد و لحظه‌ای از فکرش بیرون...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
امضا : delnia

rogaye26

رفیق جدید انجمن
سطح
1
 
تاریخ ثبت‌نام
1/5/26
ارسالی‌ها
89
پسندها
136
امتیازها
578
مدال‌ها
2
  • #9
امضا : rogaye26
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
عقب
بالا