مشاعره مشاعره مشروط (واژگان)

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • #391
کجا لنگر افکنده ای ای خوشی
من از رشته موی تو تار میخواهم

گناه
 

sara.gh

کاربر فعال
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
مدال‌ها
7
  • #392
اگر به زلف سیاه تو دست ما نرسد
گناه بخت پریشان و دست کوته ماست

کمال
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • #393
کمال همنشین در من اثر کرد
وگرنه من همان خاکم که هستم

زلف
 

sara.gh

کاربر فعال
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
مدال‌ها
7
  • #394
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی

پریشان
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • #395
چون طفل که از خوردن داروست پریشان
با دوست پریشانم و بی دوست پریشان

مرگ
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] sara.gh

sara.gh

کاربر فعال
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
مدال‌ها
7
  • #396
به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد
برای من مگری و مگو دریغ دریغ
به دوغ دیو درافتی دریغ آن باشد

فراق
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • #397
زبان خامه ندارد سر بیان فراق
وگرنه شرح دهم با تو داستان فراق

صبح
 
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] sara.gh

sara.gh

کاربر فعال
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
مدال‌ها
7
  • #398
زندگی شاید...
عبور گیج رهگذری باشد
که کلاه از سر بر می‌دارد
و به یک رهگذر دیگر با لبخندی بی معنی می‌گوید:
صبح بخیر

غم
 

Friba~

مدیر بازنشسته
سطح
39
 
تاریخ ثبت‌نام
4/9/18
ارسالی‌ها
2,640
پسندها
42,320
امتیازها
66,873
مدال‌ها
26
  • #399
دل در بر من زنده برای غم توست
بیگانه خلق و آشنای غم توست

لطف
 

sara.gh

کاربر فعال
سطح
6
 
تاریخ ثبت‌نام
22/8/18
ارسالی‌ها
1,341
پسندها
12,909
امتیازها
40,673
مدال‌ها
7
  • #400
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست
سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

مهر
 
عقب
بالا