تن ار کرد فغانی ز غم سود و زیانیجهان
نقد بازار جهان بنگر و آزار جهان
گر شما را نه بس این سود و زیان ما را بس
فغانتن ار کرد فغانی ز غم سود و زیانی
ز تست آنک دمیدن نه ز سرناست خدایا
ای موسی عمران که در سینه چه سیناهاستفغان
اگر فغان غریبهام به عرش رسد
خدا گواست که او نشوند فان مرا
ای شه شطرنج فلک مات مرا برد تو رابیا
بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم
فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو دراندازیم
ماتای شه شطرنج فلک مات مرا برد تو را
ای ملک آن تخت تورا تخته ی این نرد مرا
پر زدن نوع دگر باشد اگر نیز بودمات
رنگ جاده رنگ سیاه
عابرانی مات و مبهوت ملول
جامهِشان رنگ کبود