- تاریخ ثبتنام
- 23/6/20
- ارسالیها
- 2,965
- پسندها
- 3,118
- امتیازها
- 28,773
- مدالها
- 3
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشودمرا در سایهات ای کعبه جان
به هر مسجد ز خورشیدست محراب
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشودمرا در سایهات ای کعبه جان
به هر مسجد ز خورشیدست محراب
بی همگان بسر شود بی تو بسر نمیشود
داغ تو دارد این دلم جای دگر نمیشود
من درد تو را ز دست آسان ندهمدر پرده دل خیال تو رقص کند
من رقص خوش از خیال تو آموزم
من درد تو را ز دست آسان ندهم
دل بر نکنم ز دوست تا جان ندهم
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکردما را که درد عشق و بلای خمار کشت
یا وصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت در سر می و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غم که هزار آفرین بر غم باد
ما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت استدر مجلس حيراني ، جاني است مرا جاني
زان شد که تو مي داني ، آهسته که سرمستم
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدمما را نه غم دوزخ و نه حرص بهشت است
بردار پرده ز رخ که مشتاق لقاییم
ما چو ناییم و نوا در ما ز توستمرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم
دولت عشق آمد و من دولت پاینده شدم