بشنو از دل نکته های بی سخنالا ای روی تو صد ماه و مهتاب
مگو شب گشت و بیگه گشت بشتاب
مرا در سایهات ای کعبه جان
به هر مسجد ز خورشیدست محراب
بشنو از دل نکته های بی سخن
و آنچه اندر فهم ناید فهم کن
در دل چون سنگ مردم آتشی است
و بسوزد پرده را از بیخ و بن
ما چو ناییم و نوا در ما ز توستنفسی وجود دارم که تو را سجود آرم
که سجود توست جانا دعوات مستجابم
به سحر تویی صبوحم به سفر تویی فتوحم
به بدل تویی بهشتم به عمل تویی ثوابم
ما چو ناییم و نوا در ما ز توست
ما چو کوهیم و صدا در ما ز توست