مشاعره مشاعره با اشعار مهدی اخوان ثالث

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع sad.dracula
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 79
  • بازدیدها بازدیدها 4,435
  • کاربران تگ شده هیچ

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #71
راند مجنون وار
بر سپاهی خسته و غمگین و آشفته
برف می بارید و ما خاموش
فارغ از تشویش
نرم نرمک راه می رفتیم
من اينجا از نوازش نيز چون آزار ترسانم.
ز سيلی‌زن ز سيلی‌خور
وزين تصوير بر ديوار ترسانم.
درين تصوير
عمر با تازيانه‌ی شوم و بی‌رحم خشايرشا
زند ديوانه‌وار اما نه بر دريا
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #72
من اينجا از نوازش نيز چون آزار ترسانم.
ز سيلی‌زن ز سيلی‌خور
وزين تصوير بر ديوار ترسانم.
درين تصوير
عمر با تازيانه‌ی شوم و بی‌رحم خشايرشا
زند ديوانه‌وار اما نه بر دريا
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش

باغ بی برگی،

روز و شب تنهاست،
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #73
آسمانش را گرفته تنگ در آغوش

ابر؛ با آن پوستین سردِ نمناکش

باغ بی برگی،

روز و شب تنهاست،
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من

چه جنونی چه نیازی چه غمی ست
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #74
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده ی من

چه جنونی چه نیازی چه غمی ست
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده من…
چه جنونی
چه نیازی
چه غمی ست؟
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #75
تو چه دانی که پسِ هر نگهِ ساده من…
چه جنونی
چه نیازی
چه غمی ست؟
تو قفس دیدی و رفتی و من خسته ز بامت
به خدا باغ و چمن دیدم و پرواز نکردم
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #76
تو قفس دیدی و رفتی و من خسته ز بامت
به خدا باغ و چمن دیدم و پرواز نکردم
مرگ گوید: هوم! چه بیهوده!
زندگی می گوید: اما باز باید زیست،

باید زیست،
باید زیست!!!
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #77
مرگ گوید: هوم! چه بیهوده!
زندگی می گوید: اما باز باید زیست،

باید زیست،
باید زیست!!!
تا حریم سایه‌های سبز
تا بهار سبزه‌های عطر
تا دیاری که غریبی‌هاش می‌آمد به چشم آشنا، رفتم
با تو دیشب تا کجا رفتم
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #78
تا حریم سایه‌های سبز
تا بهار سبزه‌های عطر
تا دیاری که غریبی‌هاش می‌آمد به چشم آشنا، رفتم
با تو دیشب تا کجا رفتم
من اينجا بس دلم تنگ است

و هر سازي که مي‌بينم بد‌آهنگ است

بيا ره توشه برداريم،

قدم در راه بي‌برگشت بگذاريم،



ببينيم آسمان ِ «هرکجا» آيا همين رنگ است؟
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #79
من اينجا بس دلم تنگ است

و هر سازي که مي‌بينم بد‌آهنگ است

بيا ره توشه برداريم،

قدم در راه بي‌برگشت بگذاريم،



ببينيم آسمان ِ «هرکجا» آيا همين رنگ است؟
تو چه دانی که پس هر نگه ساده من
چه جنونی چه نیازی چه غمی ست
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,071
پسندها
27,157
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #80
تو چه دانی که پس هر نگه ساده من
چه جنونی چه نیازی چه غمی ست
یا نگاه تو که پر عصمت و ناز
بر من افتد چه عذاب و ستمی ست
دردم این نیست ولی
دردم این است که من بی تو دگر
از جهان دورم و بی خویشتنم
منم من میهمان هر شبت لولی وش مغموم
منم من سنگ تیپاخورده ی رنجور

منم دشنام پست آفرینش نغمه ی ناجور
نه از رومم نه از زنگم همان بیرنگ بیرنگم
 
عقب
بالا