مشاعره مشاعره با اشعار قیصر امین‌پور

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع SETAYESH.MO
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 64
  • بازدیدها بازدیدها 2,456
  • کاربران تگ شده هیچ

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,950
پسندها
4,845
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #61
من که دریا دریا غرق کف دستم بود
حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #62
من که دریا دریا غرق کف دستم بود
حالیا حسرت یک قطره که خشکید چرا؟

گفتم این عید به دیدار خودم هم بروم
دلم از دیدن این آینه ترسید چرا؟
ارتفاع بالها سطح هوا
فرصت پروازها سقف قفس
خسته از دل
خسته از این دست دل
ای خوشا دل های دور از دسترس
 
امضا : m.sina

Altinay*

کاربر فعال
سطح
16
 
تاریخ ثبت‌نام
15/7/21
ارسالی‌ها
1,331
پسندها
6,292
امتیازها
24,673
مدال‌ها
28
  • #63
ارتفاع بالها سطح هوا
فرصت پروازها سقف قفس
خسته از دل
خسته از این دست دل
ای خوشا دل های دور از دسترس
سر به زیر و ساکت و بی‌دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد
 
امضا : Altinay*
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,579
پسندها
7,430
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #64
سر به زیر و ساکت و بی‌دست و پا می رفت دل
یک نظر روی تو را دید و حواسش پرت شد
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,000
پسندها
26,812
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #65
در سینه ی هر سنگ دلی در تپش است
از این همه دل چه سود اگر عشق نبود
بی عشق دلم جز گرهی کور چه بود
دل چشم نمی گشود اگر عشق نبود
از دست تو در این همه سرگردانی
تکلیف دلم چه بود اگر عشق نبود
دل داده‌ام بر باد، بر هر چه باداباد

مجنون‌تر از لیلی، شیرین‌تر از فرهاد

ای عشق از آتش، اصل و نسب داری

از تیره دودی، از دودمان باد

آب از تو طوفان شد، خاک از تو خاکستر

از بوی تو آتش، در جان باد افتاد

هر قصر بی شیرین، چون بیستون ویران

هر کوه بی‌فرهاد، کاهی به دست به باد

هفتاد پشت ما، از نسل غم بودند

ارث پدر ما را، اندوه مادر زاد

از خاک ما در باد، بوی تو می‌آید

تنها تو می‌مانی، ما می‌رویم از یاد

...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
عقب
بالا