- تاریخ ثبتنام
- 10/8/20
- ارسالیها
- 3,594
- پسندها
- 7,274
- امتیازها
- 35,773
- مدالها
- 16
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیستزاهد ظاهر پرست از حال ما اگاه نیست
در حق ما هرچه گوید چای هیچ اکراه نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن میزیستم
زندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیستزاهد ظاهر پرست از حال ما اگاه نیست
در حق ما هرچه گوید چای هیچ اکراه نیست
زخم تبرت مانده ولی جای شکایتز خاک سر کویت خالی نشوم یک شب
گر بر سر هر سنگی حالی عسسی باشد
ز آنجا که توئی تا من صد ساله ره است الحق
ز اینجا که منم تا تو منزل نفسی باشد
زندگی در بندوقید رسم عادت مردن است
دست، دستِ توست، بشکن این طلسم ننگ را
از گوشه گوشه فرو می ریزمزندگی در برزخ وصل و جدایی ساده نیست
کاش قدری پیش از این یا بعد از آن میزیستم
چون شکست آیینه،حیرت صد برابر میشود
بیسبب خود را شکستم تا ببینم چیستم
زمین گوئی به پیش پای عشق استاز گوشه گوشه فرو می ریزم
و عطر تو
رسوایم می کند
زندگی باید کرد گاه با تلخی راهزمین گوئی به پیش پای عشق است
کفی افلاک از دریای عشق است
ز اول تا به آخر آنچه بینی
به بازار جهان سودای عشق است
زین گونه چو در مشق جنون حلقه چو نونمزندگی باید کرد گاه با تلخی راه
گاه با یک گل سرخ گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید درمیان باران
گاه باید خندید با غمی بی پایان