- تاریخ ثبتنام
- 10/8/20
- ارسالیها
- 3,594
- پسندها
- 7,274
- امتیازها
- 35,773
- مدالها
- 16
جفت بدحالان و خوشحالان شدمجان ندارد هرکه جانانیش نیست
تنگ عیشست آن که بستانیش نیست
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهی من دور نیست
جفت بدحالان و خوشحالان شدمجان ندارد هرکه جانانیش نیست
تنگ عیشست آن که بستانیش نیست
جهد کن تا کام من شیرین شود از شهد وصلجفت بدحالان و خوشحالان شدم
هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من
سر من از نالهی من دور نیست
جانا قیام کن که نمازت نماز نیستجهد کن تا کام من شیرین شود از شهد وصل
فیض تا کس دست بر سر چون مگس باشد مرا
جهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ استجانا قیام کن که نمازت نماز نیست
راهی دراز داری و عمرت دراز نیست
رویت به کعبه باشد و دل سوی بتکده
حرف نیاز هست و خلوص نیاز نیست
جفت بدحالان و خوشحالان شدمجهان و کار جهان جمله هیچ بر هیچ است
هزار بار من این نکته کردهام تحقیق
جان به تنگ آمدم از غصه بی همنفسیجز آستان توام در جهان پناهی نیست
سرِ مرا به جز این در، حواله گاهی نیست
جزو و کل را جام وحدت داده اند
بر همه خود را هویدا کرده اند
جز آستان توام در جهان پناهی نیستجز صبا کیست کزین خسته برد پیغامی
جز نسیم از بر دلدار که آرد خبری
ای صبا صبح دمی بر سر کویش بگذر
تا معطر شود آفاق ز تو هر سحری