- تاریخ ثبتنام
- 17/6/19
- ارسالیها
- 2,579
- پسندها
- 38,798
- امتیازها
- 66,873
- مدالها
- 40
- سن
- 22
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمزبانم قاصر است از این همه زیبایی خویش
خویشتنداری را ز کی آموختم؟
مهتاب
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
دوست
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتمزبانم قاصر است از این همه زیبایی خویش
خویشتنداری را ز کی آموختم؟
مهتاب
دوست آن است که عیب گویدبی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
دوست
او چه خواهد همین که از وطن آید لیکندوست آن است که عیب گوید
نه آنکه به به و چه چه گوید
تقدیر
لبخندی از روی طعنه زدمشاو چه خواهد همین که از وطن آید لیکن
تو خود از درگه تقدیر چه فرمان آید!
لبخند
خوشه ی دل داندملبخندی از روی طعنه زدمش
خندهای از روی خوشحالی نثارم کرد
خوشه
ز روشنی چشم او نور بر دلم تاباندمخوشه ی دل داندم
صد گونه مشکل داندم
روشن
بیتو سکوت محضم, نه واژهای نه حرفیز روشنی چشم او نور بر دلم تاباندم
ز تاریکی وجود خود، رنگی سیاه بر دلش بافتم
خوشگل
بیتو سکوت محضم, نه واژهای نه حرفی
دختر خوشگل دی, عروس فصل برفی
جان من کلمات نسبتا ملموس بگین حداقل :-/
در سر خلقان میروی, در راه پنهان میرویبیابان تا بیابان سنگ تا سنگ
دلم چون قایقی افتاده در جوی
همه سوداگران از ما بریدند
گل های باغ خوشبختی رو چیدن
راه
ای طراوت برده از فردوس اعلی روی تودر سر خلقان میروی, در راه پنهان میروی
بستان به بستان میروی آنجا که خیزد نقشها
نادر