- تاریخ ثبتنام
- 30/7/19
- ارسالیها
- 3,522
- پسندها
- 17,766
- امتیازها
- 71,673
- مدالها
- 101
من که با داغ تو میرم چو سر از کنج لحدگوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان ل**ب دریا میکرد
لحد
بر کنم زآتش دل سوخته یابی کفنم
ابن حسام :)
من که با داغ تو میرم چو سر از کنج لحدگوهری کز صدف کون و مکان بیرون است
طلب از گمشدگان ل**ب دریا میکرد
لحد
او به اوصاف الهی گشته موصوف کمالخوش آنکه ز نور او دمد صبح یقین
ما را برهاند ز ظلام شک ما
سریر
رهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته روداو به اوصاف الهی گشته موصوف کمال
بر سریر و بر سران تخت سلطان نازنین
بزم را از وی جمال و رزم را از وی جلال
هم به بزم و هم به رزم لطف کیهان نازنین
«مولانا»
کلمه انتخابی( رهرو)
من که با داغ تو میرم چو سر از کنج لحد
بر کنم زآتش دل سوخته یابی کفنم
ابن حسام :)

هم نسیم چمن از باغ بُخور انگیز استرهرو آن نیست که گه تند و گهی خسته رود
رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود
باغ
آخه ابن حسام!!!!!![]()
![]()
![]()
![]()
دی گذر کرد ندانیم به فردا که رسد
حیف از این لحظه که در عین گذار است امروز
در چنین فصل که گفتم سخن ابن حسام
از ل**ب مطرب خوش لهجه به کار است امروز
«ابن حسام خوسفی»
کلمه انتخابی ( لاکپشت)
سر بر آر ای ساکن بیت الحزن تا بشنویهم نسیم چمن از باغ بُخور انگیز است
هم شمیم سحری مجمره دار است امروز
گل خوشبوی نشان میدهد از طلعت دوست
سرو دلجوی تو گویی قد یار است امروز
«ابن حسام خوسفی»
کلمه انتخابی( پیراهن)
افتاده چشم سیهت ابن حسام استمن که با داغ تو میرم چو سر از کنج لحد
بر کنم زآتش دل سوخته یابی کفنم
ابن حسام :)
مثل یک بچه لاک پشتی که
توی دریای درد می افتد
گاه باید در آبِ دیده شوی
مثل فولاد آبدیده شوی
درد را بیصدا صدا بزنی
شکل یک گنگ خوابدیده شوی
روباه
شتر به شعر عرب در حالت است و طربشیر و گرگ و روبهی بهر شکار
رفته بودند از طلب در کوهسار
تا به پشت همدگر بر صیدها
سخت بر بندند بار قیدها
هر سه با هم اندر آن صحرای ژرف
صیدها گیرند بسیار و شگرف
گرچه زیشان شیر نر را ننگ بود
لیک کرد اکرام و همراهی نمود
«مولانا»
کلمه انتخابی( شتر)