- تاریخ ثبتنام
- 23/6/20
- ارسالیها
- 2,965
- پسندها
- 3,118
- امتیازها
- 28,773
- مدالها
- 3
شد از آن باران یکی برقی پدیدچونان به ابری پر خشم او رفت به سوی بالین
سر را به بالینش او بگذاشت با چشم خونین![]()
وحید
زد شراری در دل مرد وحید
آذرخش
شد از آن باران یکی برقی پدیدچونان به ابری پر خشم او رفت به سوی بالین
سر را به بالینش او بگذاشت با چشم خونین![]()
وحید
ابری رسید و ما دیده فرو بستیمشد از آن باران یکی برقی پدید
زد شراری در دل مرد وحید
آذرخش
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالیابری رسید و ما دیده فرو بستیم
ظلمت شکافت زهره را دیدیم
و به ستیغ برآمدیم
آذرخشی فرود آمد و ما را در نیایش فرو دید
وهم
بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
خوش باش زان که نبود این هر دو را زوالی
در وهم مینگنجد کاندر تصور عقل
آید به هیچ معنی زین خوبتر مثالی
درمان درد
دردی دارم که بی درمان نیست
درمان دردم فقط آغوش تو است
آغوشنفر بعدی:
به جز آغوش تو هرگز، برایم نوش دارو نیست
نهنگی خسته می فهمد، نوازش های ساحل را...!
#رسول_مختاری_پور
ماه/ مهتاب
بارالها مرگ نازک کن و زندی سیره دلدیشب، با خیال روی تو،
شعری از مهتاب سرودم
شعری از ستاره باران هوای تو سرودم
از نگاهت، از صدایت،
از تو و چشم سیاهت،
شعری با صدای غمبارت سرودم
بارالها
صبح است ساقیا قدحی پرشـراب کنبارالها مرگ نازک کن و زندی سیره دل
خودت خو بینی ساعتی صد با رهی ایمیره دل
باده
صبح است ساقیا قدحی پرشـراب کن
دور فلک درنگ ندارد شتاب کن
زان پیشتر که عالم فانی شود خراب
ما را ز جام باده گلگون خراب کن
.....
چشمه
ماهی قرمز من تنگ بلور جای تو نیستراست بگو نهان مکن پشت به عاشقان مکن
چشمه کجاست تا که من آب کشم سبو سبو
در طلبم خیال تو دوش میان انجمن
مینشناخت بنده را مینگریست رو به رو
«مولانا»
تُنگ