- تاریخ ثبتنام
- 10/8/20
- ارسالیها
- 3,594
- پسندها
- 7,274
- امتیازها
- 35,773
- مدالها
- 16
تنهایی و رسوائی و بی مهری و آزارراهیست راه عشق که هیچش چاره نیست
انجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست
ای عشق ببین من چه کشیدم تو چه کردی
تنهایی و رسوائی و بی مهری و آزارراهیست راه عشق که هیچش چاره نیست
انجا جز انکه جان بسپارند چاره نیست
یارب غم بی مهری جانان به که گویمیا رب چو برارننده ی حاجات تویی
هم قاضی و کافی مهمات تویی
تحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیستمهتاب بنورد و دامن شب بشکافت
می خور که دمی بهتر از این نتوان یافت
دل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ استتحمل کردن قهر تو را یک استکان بس نیست
تسلی دادن این فاجعه میخانه میخواهد
هر که عيب دگران پيش تو آورد و شمرددل خون شده وصلم و لبهای تو سرخ است
سرخ است ولی سرختر از خون جگر، نه
آتش سردی که بگدازد درون سنگ رادل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز ببینم دیدار آشنا را
تا تو مراد من دهی کشته مرا فراق توآتش سردی که بگدازد درون سنگ را
هرکه را بودست آه سرد میداند که چیست