در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخنمه من هنوز عشقت دل من فکار دارد
تو یکی بپرس از این غم که به من چه کار دارد
#شهریار
در رفتن جان از بدن گویند هرنوعی سخن
من خود به چشم خیشتن دیدم که جانم میرود
سعدی
آنچـه اودل میرود ز دستم صاحبدلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
#حافظ
آنچـه او
ریخت به
پیمانه ما
نوشیـدیم
اگرازخمـر
بهشت است
وگـر باده
نوشیدنی....
حافظ