مشاعره مشاعره با اشعار غلام رضا طریقی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع ISET1
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 68
  • بازدیدها بازدیدها 4,197
  • کاربران تگ شده هیچ

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #61
يا می‌گذری از من يا راه نمی‌آيی
چون قد بلند خود، کوتاه نمی‌آيی

با روز قرار تو رد می‌شوم از هفته
با اينکه تو مدت هاست هر ماه، نمی‌آيی
يکی تو و يکی من و يکی تو و يکی نه من
دوباره روسفيد ، تو ـ دوباره روسياه ، من

دوباره شاد لذت نبرد تن به تن تو و
دوباره شرمسار ارتکاب اين گناه ، من
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #62
يکی تو و يکی من و يکی تو و يکی نه من
دوباره روسفيد ، تو ـ دوباره روسياه ، من

دوباره شاد لذت نبرد تن به تن تو و
دوباره شرمسار ارتکاب اين گناه ، من
نام خود را صاف بر پیشانی من حک کن و
کارتهای تا ابد بی اعتبارم را بگیر

مثل قالی سال‌های سال پامالم بکن

گاهی اما با سرانگشتت غبارم را بگیر
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #63
نام خود را صاف بر پیشانی من حک کن و
کارتهای تا ابد بی اعتبارم را بگیر

مثل قالی سال‌های سال پامالم بکن

گاهی اما با سرانگشتت غبارم را بگیر
راهــــی شهر شما میشوم از راه خیال

بی خیالان چه بخواهند چه نه ؛ گمراهند

شهر پــُر می شود از اهل جنــون برج بـه برج

"مهر" خواهان شما "مشتری " هر "ماه " اند
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #64
راهــــی شهر شما میشوم از راه خیال

بی خیالان چه بخواهند چه نه ؛ گمراهند

شهر پــُر می شود از اهل جنــون برج بـه برج

"مهر" خواهان شما "مشتری " هر "ماه " اند
دوستت دارم این همان رازی ست که جهان را نجات خواهد داد
دوستت دارم این همان اسبی است که سوارش همیشه در راه است

ای چراغ همیشه روشن عشق باش تا صبح دولتم بدمد
تو در این عصر خوش‌تری زیرا، ماه پیش ستاره‌ها ماه است
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #65
دوستت دارم این همان رازی ست که جهان را نجات خواهد داد
دوستت دارم این همان اسبی است که سوارش همیشه در راه است

ای چراغ همیشه روشن عشق باش تا صبح دولتم بدمد
تو در این عصر خوش‌تری زیرا، ماه پیش ستاره‌ها ماه است
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #66
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم

قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
ما در این عصر بره ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم
بره ای که به محض آزادی، اولین مقصدش چراگاه است

بره ای که هوا نمی‌خواهد، هیچ چیز از خدا نمی‌خواهد
بره ای که نهایت هدفش، گله از وضع نوبت کاه است
 
امضا : m.sina

مَهوا

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,955
پسندها
4,808
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #67
ما در این عصر بره ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم
بره ای که به محض آزادی، اولین مقصدش چراگاه است

بره ای که هوا نمی‌خواهد، هیچ چیز از خدا نمی‌خواهد
بره ای که نهایت هدفش، گله از وضع نوبت کاه است
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
 
امضا : مَهوا
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,587
پسندها
7,431
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #68
تو پری باشی و تا آن سوی دریا بروی
من به سودای تو یک مرغ مهاجر باشم
قسمت این بود، چرا از تو شکایت بکنم؟
یا در این قصه به دنبال مقصر باشم؟
ما در این عصر بره ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم
بره ای که به محض آزادی اولین مقصدش چراگاه است

بره ای که هوا نمی‌خواهد، هیچ چیز از خدا نمی‌خواهد
بره ای که نهایت هدفش گله از وضع نوبت کاه است
 
امضا : m.sina

ᎴᏋᏝᏗᏒᏗᎷ

کاربر خبره
سطح
31
 
تاریخ ثبت‌نام
1/9/23
ارسالی‌ها
3,069
پسندها
27,154
امتیازها
55,673
مدال‌ها
36
  • #69
ما در این عصر بره ای هستیم که اسیر طلسم چوپانیم
بره ای که به محض آزادی اولین مقصدش چراگاه است

بره ای که هوا نمی‌خواهد، هیچ چیز از خدا نمی‌خواهد
بره ای که نهایت هدفش گله از وضع نوبت کاه است
ایزد که سینه های تو را سار کرده است
بیش از دو ماه روی لبت کار کرده است
با این هدف که روی من و ماه کم شود
در صورت تو دقت بسیار کرده است
 
عقب
بالا