مشاعره مشاعره اشعار طنز خودمان

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع زینب میشی
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 237
  • بازدیدها بازدیدها 17,995
  • برچسب‌ها برچسب‌ها
    اشعار طنز خودمون
  • کاربران تگ شده هیچ

زینب میشی

مدیر بازنشسته
سطح
25
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
1,991
پسندها
17,149
امتیازها
42,373
مدال‌ها
22
  • نویسنده موضوع
  • #221
اهل آفتابگردانم
روده هایم هیچ
معده ام داغون
گاهی هم، کمرم می شکند
از فشار حرف این و اون
مرض غم دارم
افسرده، شوخ
گاهی شیطون...


ادامه هم داره...

نایبم شایدم اینجا کمی هم نادمم
اما در دیوانگی الحق و انصاف نادرم
 
امضا : زینب میشی

Donyam23

نو ورود
سطح
10
 
تاریخ ثبت‌نام
28/3/22
ارسالی‌ها
189
پسندها
1,200
امتیازها
8,563
مدال‌ها
11
  • #222
نایبم شایدم اینجا کمی هم نادمم
اما در دیوانگی الحق و انصاف نادرم
می آمد و دیدم من چون کبک خرامان بود
زلفان پریشانش بر شانه نمایان بود

آمد چو به نزدیکم، هوش از سر من بربود
چون گنده سبیل او تا زیر زنخدان بود
 

matieh

رو به پیشرفت
سطح
7
 
تاریخ ثبت‌نام
29/12/22
ارسالی‌ها
147
پسندها
474
امتیازها
2,933
مدال‌ها
9
سن
21
  • #223
دِهی دارم که گرد دشت، هزاران آسیاب دارد
بهار عارضش بویی، به طعم چای و نان دارد
اگر امشب به لطفت، میهمانی سر نزد یا رب
تا صبح شکر گویم چونکه نان را دوست میدارم :hanghead:
 
امضا : matieh

Hami5

نو ورود
سطح
0
 
تاریخ ثبت‌نام
31/10/18
ارسالی‌ها
16
پسندها
85
امتیازها
503
  • #224
دِهی دارم که گرد دشت، هزاران آسیاب دارد
بهار عارضش بویی، به طعم چای و نان دارد
اگر امشب به لطفت، میهمانی سر نزد یا رب
تا صبح شکر گویم چونکه نان را دوست میدارم :hanghead:
میهمانی گر بدون دعوت ورخصت همی رفتم
وگر نزدیکتر یا پشت آسیاب می رفتم
به جرم این سپاست کل شب را قهر میکردم
هزاران بار نان بی من ات را زهر می کردم
 
آخرین ویرایش
امضا : Hami5

Anoosh.

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
854
پسندها
1,657
امتیازها
11,273
مدال‌ها
10
  • محروم
  • #225
مرا آنور فرستادند تا آب خنک نوشم
و لیکن کّلِهُ پاچه خورانیدندمی تا در کلک کوشم
سپس گاو نری را پیشم آوردند و گفتند
که باید روزی یک من شیر ، از او کَم کَمَک دوشم
 
آخرین ویرایش
امضا : Anoosh.

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
448
پسندها
3,330
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #226
مرا آنور فرستادند تا آب خنک نوشم
و لیکن کّلِهُ پاچه خورانیدندمی تا در کلک کوشم
سپس گاو نری را پیشم آوردند و گفتند
که باید روزی یک من شیر ، از او کَم کَمَک دوشم
ملکا قد بلند و خواهان فراوان دارد
این پسر هنر بسیار پیش همگان دارد
چو به من رسید این عزیز دل
چنان زرد کرد که گویی یرقان دارد
 
امضا : faezeh_ka_

Anoosh.

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
854
پسندها
1,657
امتیازها
11,273
مدال‌ها
10
  • محروم
  • #227
ملکا قد بلند و خواهان فراوان دارد
این پسر هنر بسیار پیش همگان دارد
چو به من رسید این عزیز دل
چنان زرد کرد که گویی یرقان دارد
این پسر بوده دهاتی حتمن
چشم در چشم قشنگان نتواند کردن
چاره اش این بود او را بنوازی کم کم
تا شود رام و نترسد ز نگاهت اصلن
 
آخرین ویرایش
امضا : Anoosh.

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
448
پسندها
3,330
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #228
این پسر بوده دهاتی حتمن
چشم در چشم قشنگان نتواند کردن
چاره اش این بود او را بنوازی کم کم
تا شود رام و نترسد ز نگاهت اصلن
نه در قامت ما ناز کشیدن معنا ندارد
چشم مان به پرنسس دیدن عادت ندارد
 
امضا : faezeh_ka_

Anoosh.

کاربر فعال
سطح
9
 
تاریخ ثبت‌نام
14/10/25
ارسالی‌ها
854
پسندها
1,657
امتیازها
11,273
مدال‌ها
10
  • محروم
  • #229
نه در قامت ما ناز کشیدن معنا ندارد
چشم مان به پرنسس دیدن عادت ندارد
داری غرور بی جا ،باید کشی تو نازش
ور نه خمار مانی ، در سالها فراقش
 
آخرین ویرایش
امضا : Anoosh.

faezeh_ka_

کاربر انجمن
سطح
13
 
تاریخ ثبت‌نام
31/3/17
ارسالی‌ها
448
پسندها
3,330
امتیازها
16,953
مدال‌ها
15
سن
27
  • #230
داری غرور بی جا ،باید کشی تو نازش
ور نه خمار مانی ، در سالها فراقش
شمع این خانه اگر صورت بی مقدار وی است
بگذار خمره ی ما هوس ترشی صد ساله کند
 
امضا : faezeh_ka_
عقب
بالا