- تاریخ ثبتنام
- 14/3/18
- ارسالیها
- 922
- پسندها
- 15,457
- امتیازها
- 37,073
- مدالها
- 19
تو گرم سخن گفتن و از جام نگاهتمشاهده فایلپیوست 546583
سفر ادامه دارد و شب از کناره می رود
گریوه ها و دشت های رهگذر
دوباره شکل یافتند و روشنی
که آفریدگار هستی است
دوباره آفریدشان
سفر ادامه دارد و من از دریچه ی ترن
به کوه ها و دشت ها سلام عاشقانه ای
که جویبار جاری و
جوان روشنی ست
مگذر ای خاطره او ز کنارم... مگذرتو گرم سخن گفتن و از جام نگاهت
من م**س.ت چنانم که شنفتن نتوانم
!
می زند راه حزینی ، همه درمویه چنانکمگذر ای خاطره او ز کنارم... مگذر
موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم
زبان و رمز آواز چگور ناامیدان رامی زند راه حزینی ، همه درمویه چنانک
هفت دریای جهان
با همه طوفان هایش
می زند غوطه در آن کاسه ً طنبور هنوز!
ترجیع وار زمزمه کردندزبان و رمز آواز چگور ناامیدان را
بر آن شاخ بلند
ای نغمه ساز باغ بی برگی
بمان تا بشنوند از شور آوازت
تو غمگین تر سرود حسرت و چاووش این ایامترجیع وار زمزمه کردند
نامت هنوز ورد زبان هاست!
تو میآیی و همراهتتو غمگین تر سرود حسرت و چاووش این ایام
تو بارانی ترین ابری
که می گرید
به باغ مزدک و زرتشت
نام تو را به رمزتو میآیی و همراهت
شمیم و شرم شبگیران
و لبخند جوانهها
که میرویند از تنوارهی پیران
تو میآیی و در باران رگباران !
دستها برکردهاند از خاکداننام تو را به رمز
رندان سینه چاک نیشابور
در لحظه های مستی
مستی و راستی
آهسته زیر لب
تکرار می کنند