نویسندگان، مهندسان روح بشریت هستند.

دل نوشته غروب غریبانه عشق|ailin کاربرانجمن یک رمان

وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #1
{به نام خدایی که درنزدیکی ماست}
نویسنده(Ailin(R
دلنوشته:غروب غریبانه عشق

مقدمه:
هنگام غروب خورشید
من و تو دست در دست هم
به دیدن غروب خورشید میرویم
ولی الان که نیستی
من تنها به دیدن غروب خورشید میروم
وقتی به ان نگاه میکنم
غمم را بیشتر می کند
غروب خورشید درحال غروب کردن است
ومن درحال یاد کردن خاطرات تو...
28115
 
آخرین ویرایش

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #2
دلم میخواهد رها شوم
از قصه ها
از ادم ها
می خواهم تنها شوم
فکر کنم
به گذشته ها
به خاطراتت
دلمم میخواهد پرواز کنم
به دور دست ها
...
 

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #3
غروب خورشید در حال غروب کردن است
ولی عشق من هرگز غروب نخواهد کرد
خورشید عشق من هرگزغروب نخواهد کرد
 

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #8
شبی خواب دیدم
خوابی وحشتناک
خوابی که وقتی بیدار شدم
پناه اوردم به اغوش تو
ولی الان
هرشب خواب میبینم
خوابی وحشتناک
ولی تو نیستی تا مرا در اغوش بگیری
نبودن تو وحشتناک تر از خواب من است
ای حضرت یارم
 

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
  • نویسنده موضوع
  • #9
تو نیستی
تا ببینی من در
نبودت همچون شاعری
برایت شعر می نویسم
انچنان شعر های غم انگیز
که مادرم با خواندش به هق هق می افتد
 

AiLiN_R

کاربر برتر
سطح
0
 
ارسالی‌ها
4,363
پسندها
26,157
امتیازها
74,773
مدال‌ها
7
خواب دیدم
اسمان تاریک را
شب بی ستاره را
خاموشی بی پایان را
خواب دیدم
زلف سیه پریشانت را
اغوش گرمت را
چشمان ارامبخشت را
خواب دیدم
پرواز پرندگان را
کوچ پرستو را
لحظه ی جدایی دو کبوتر را
 
وضعیت
موضوع بسته شده است و نمی‌توان پاسخ جدیدی فرستاد.
بالا