- تاریخ ثبتنام
- 25/1/22
- ارسالیها
- 424
- پسندها
- 3,833
- امتیازها
- 16,913
- مدالها
- 17
- نویسنده موضوع
- #51
- آخ سرباز تف بارونم کردی.
به شمشیر الکی و اخمهای ملیحش مستانه میخندم.
با انگشت اشاره چاقو را عقب هل میدهم و پر هوس به خیارشورهای حسابی شور داخل ظرف زردرنگ روی اوپن زل میزنم.
- از خداتم باشه ملکه.
چشمانش تازه سرو وضع مرا میبیند که ترس در چهرهاش دویده چاقو را ول میکند و دست به چانهام میگیرد. درحالی که همه جایم را وارسی میکند با پریشانی میپرسد:
- این چه قیافهای نازدونه؟
میدانستم که وقتی استرس میگیرد، شبیه خودم لبانش میخندد!
حالا خندهای کج و کوله داشت که میگفت مادرت دلواپس شده.
- چرا هیچی نمیگی میخوای دقم بدی؟
تمام اتفاقات بیرون از خانه باید همان بیرون میماند.
- زبونتو گاز بگیر ناهید، شور الکی نزن سر نمایش شکل و شمایلمونو عوض کردن منم طبق منوال اون نقش...
به شمشیر الکی و اخمهای ملیحش مستانه میخندم.
با انگشت اشاره چاقو را عقب هل میدهم و پر هوس به خیارشورهای حسابی شور داخل ظرف زردرنگ روی اوپن زل میزنم.
- از خداتم باشه ملکه.
چشمانش تازه سرو وضع مرا میبیند که ترس در چهرهاش دویده چاقو را ول میکند و دست به چانهام میگیرد. درحالی که همه جایم را وارسی میکند با پریشانی میپرسد:
- این چه قیافهای نازدونه؟
میدانستم که وقتی استرس میگیرد، شبیه خودم لبانش میخندد!
حالا خندهای کج و کوله داشت که میگفت مادرت دلواپس شده.
- چرا هیچی نمیگی میخوای دقم بدی؟
تمام اتفاقات بیرون از خانه باید همان بیرون میماند.
- زبونتو گاز بگیر ناهید، شور الکی نزن سر نمایش شکل و شمایلمونو عوض کردن منم طبق منوال اون نقش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش