• تذکر:

    نویسندگان عزیز از نوشتن رمان‌هایی با محتوای غیر اخلاقی خودداری کنید. در صورت مشاهده چنین موضوعی صحنه رمان شما بدون تذکر توسط ناظرین حذف خواهد شد.

    مواردی که شامل موضوعات غیراخلاقی می‌شود عبارت‌است از:

    1. پرداختن به زندگی افرادی با گرایش های خاص مانند (هم‌جنس‌گرایی، ....)

    2. بیان صریح عقاید سیاسی در رمان‌ها و زیر سوال بردن چارچوب‌های جامعه اسلامی

    3. بیان توصیف صریح جنسی و به کار بردن کلمات ناشایست.

    و...

    قبل از ایجاد رمانتان موارد زیر را در نظر داشته باشید:

    1. اسم رمان خود را طوری انتخاب کنید که داری مصادیق مجرمانه و خلاف عرف جامعه نباشد.

    2. از به کار بردن کلمات جنسی و مواردی که با شئونات اسلامی مغایرت دارد، به جد خودداری کنید.

    3- برای تایپ رمان می توانید طبق تاپیک آموزشی زیر رمان خود را ارسال کنید:

    کلیک کنید

    4. با مطالعه رمان‌های نویسندگان انجمن به آن‌ها امید نوشتن خواهید داد.

    کلیک کنید

رتبه سوم عاشقانه رمان من ارگ بمُ تو نقش جهانی | فاطمه محمدی اصل کاربر انجمن یک رمان

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #51
- آخ سرباز تف بارونم کردی.
به شمشیر الکی و اخم‌های ملیحش مستانه می‌خندم.
با انگشت اشاره‌ چاقو را عقب هل می‌دهم و پر هوس به خیارشورهای حسابی شور داخل ظرف زردرنگ روی اوپن زل می‌زنم.
- از خداتم باشه ملکه.

چشمانش تازه سرو وضع مرا می‌بیند که ترس در چهره‌اش دویده چاقو را ول می‌کند و دست به چانه‌ام می‌گیرد. درحالی که همه جایم را وارسی می‌کند با پریشانی می‌پرسد:
- این چه قیافه‌ای نازدونه؟
می‌دانستم که وقتی استرس می‌گیرد، شبیه خودم لبانش می‌خندد!
حالا خنده‌ای کج و کوله داشت که می‌گفت مادرت دلواپس شده.
- چرا هیچی نمیگی میخوای دقم بدی؟
تمام اتفاقات بیرون از خانه باید همان بیرون می‌ماند.
- زبونتو گاز بگیر ناهید، شور الکی نزن سر نمایش شکل و شمایلمونو عوض کردن منم طبق منوال اون نقش...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #52
- فعلاً این خوشگل موشگله شما رو به یه خیارشور فروخت.
آخرین تکه خیارشور را مکارانه با چشمک در دهان می‌گذارم و ناهید پر صدا می‌خندد.
- بچه پرو!
هیچ دلم نمی‌خواست او را درگیر دشواری‌هایم کنم. همان که فکر می‌کرد بی‌دردسر دانشگاه می‌روم و سرگرمم کافیست.
وقتی دوباره مشغول کار می‌شود از جا بلند می‌شوم تا به پذیرایی برگردم.
- نازدونه، امروز خبری از رژیم نیست. برات سالاد ماکارونی درست کردم.
نسیم خنکی در دلم می‌نشیند.
باید بگویم نمی‌توانم لب بزنم؛ اما آویزان گردنش می‌شوم و باز گونه‌اش را می‌بوسم.
- بهترین مامان دنیا می‌دونی بهتر مامان دنیایی؟
چشمانش را برایم چپ می‌کند.
- آره، اصلا هم بخاطر سالاد ماکارونی بهترین مامان دنیا نیستم.
باز هم محکم می‌بوسمش؛ آنقدر که خودش تسلیم شده سمت یخچال...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #53

- پوله دیگه نیازت شد استفاده کن.
ابروهایم سخت درهم می‌شوند. داستان بوی‌های خوبی نمی‌داد.
از جا بلند می‌شوم و تلویزیون را ندیده خاموش می‌کنم. دوباره راهی آشپزخانه می‌شوم.
نگاهم مادر را درحالی‌که پنجره باز می‌کرد، گیر می‌اندازد.
- پوله دیگه؟ ناهید بحثِ یه قرون دو قرون نیستا.
گرمم شده است. با عجله موهای شلخته‌ دورم را روی شانه جمع می‌کنم. ادامه می‌دهم:
- می‌دونم حقوق این ماهت رو به مَرمَر دادی. پس این پول رو تو نریختی. چجوری چند میلیون وارد حساب من شده؟
نفسش را سخت رها می‌کند.
دوست دارد از این ماجرا فرار کند. از حالت تکان دادن استرسی سر و دستانی که به کمر تکیه داده، به نحو احسنت دستگیرم‌ شده. مادرم دروغگوی خوبی نیست.
با حرص می‌گویم:
- منو نگاه ناهید.
نگاه...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #54
- از آشپزخانه به سرعت خارج می‌شوم.
نمی‌توانم آنجا بمانم ظرفیتم تکمیل شده.
جایی را می‌خواهم که راحت گریه کنم بدون آن‌که کسی بفهمد و بخواهد از اشک ریختن منصرفم کند.
قدم به اتاقم می‌گذارم و در را محکم می‌بندم.
وقتی پای آن مردِ مثلا پدر وسط میاید، وقتی دلیل پر کشیدن لبخند از روی لب‌های مادرم می‌شود، عقل از مغزم گریز می‌کند.
حالا هم مثل همیشه حس میکنم ‌دیوارها لحظه‌به‌لحظه نزدیک‌تر می‌شوند و میانشان قرار است له شوم!

لباس‌ِ سفیدم را با زحمت در می‌آورم و اهمیتی به بیشتر پاره شدنش نمی‌دهم.
بدون پوشش که جلوی آینه می‌ایستم، با دیدنِ سوختگی قدیمی روی گلویم تنم می‌سوزد... .
مثل همیشه نادیده‌اش می‌گیرم.
سنجاق‌های موهایم را وحشیانه جدا می‌کنم.
...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #55
خانه خرید وسایل‌های نو چید.
با ذوق پرده‌های خانه را خودش دوخت.
ناز‌شستش که نگذاشت ردی از پای پدر باقی بماند‌.
خوب می‌دانست قرار است تنفرش در سینه‌ام ابدی بشود. از همان دوران کودکی یاد گرفته بودم در این دنیا خودم را دارم و مادرم را. مردی در زندگی ما حضور نداشت. ما دونفر خودمان مرد‌های زندگیمان بودیم. مرد می‌خواستیم چیکار؟
قبل‌ترها در خانه‌ای آپارتمانی زندگی می‌کردیم.
آخ، دلم میخواست آجر به اجرش بریزد.
آن روز مدرسه بودم. وثوق سازگار، همان پدرم، چشمم را دور دید و سر و کله‌اش پیدا شد.
اما کورخوانده بود، مدرسه بخاطر تعمیر زود تعطیل شد.

کلید که انداختم و وارد حیاطِ کوچکمان شدم پدر را طلبکار و دست به کمر ایستاده در مقابل ناهیدِ گریان با گونه‌ای سرخ شده دریافتم...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #56

تمام فکر کودکانه من در پی اشک‌های مادرم بود. یک جرقه می‌خواستم تا طوفان به پا کنم. مرد غریبه که خشمگین هشدار داد« چه دختر گستاخی! به پدرت احترام بذار.»
با کتانی‌هایی از پا کنده و دست گرفته، بیرون انداختمش و قسم خوردم بار دیگر سراغمان بیاید رفتار بدتری داشته باشم.
مرد خوش خیال با خودش خیال کرده بود اگر بگوید پدرت هستم اندکی دلم رحم می‌کند و فراموش می‌کنم عیدها را، یلدا و روز دخترها را بدون پدر گذراندن یعنی چی!
بعد از آن روزی هم که در کاسه‌اش گذاشتم، رفت در گوش عمه‌ و طایفه‌ی تا حالا ندیده‌ام خواند که ناهید شاهدخت را بر علیه من پر کرده و می‌خواهد دختر را از پدرش جدا کند. یک‌نفر با وجدان هم آن وسط نبود بپرسد این اراجیف را از کجا آوردی!
پس از پیدا کردن خانه کوچکمان توسط وثوق سازگار،...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #57
در یخچال را می‌بندم و راهی اتاقم می‌شوم.
حوله کوچکی به دست گرفته نم موهایم را با آن می‌چلانم، به قدری موهایم حجم داشت که خیس بودنش گردنم را اذیت می‌کرد.
لباس‌های جدید تن می‌زنم. پرده‌های یاسی اتاق را کنار کشیده پنجره را کامل باز می‌کنم تا نسیم و نور ماه هوای خفه را بهم بزند و مهمان کتابخانه و سه پایه‌ام که اندکی لنگ می‌زد بشود.
چشم می‌دوزم به حیاط، با نفسی عمیق مانع افکارم می‌شوم که می‌خواستند فریاد بزنند:
« کیقباد هنوزم در کوچه حضور دارد».
سری تکان داده دنبال موبایلم می‌‌گردم تا بینیم در گروه دانشگاه چه خبر است. در کمال تعجب هرجا را می‌گردم نیست. لای لباس‌ سفید و ملافحه را زیر و رو می‌کنم.
به گفته دیگر کل اتاق را به ویرانه تبدیل می‌کنم تا پیدایش کنم. نیست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #58
با بالا آمدن صفحه و دیدن عکس‌های شیوانی که در حال سخنرانیست، لبانم بی‌اعصاب جمع می‌‌شوند. فایده ندارد باید خودم را خالی کنم.
زیر چند پست قدیمی از شیوانی که زیادی تحویلش گرفتند کامنتِ منفی می‌گذارم و همان لحظه چند لایک می‌خورد. خدا را شکر حساب برای خودم نیست وگرنه پوست از سرم می‌کندند.
برمی‌گردم به پست‌های جدیدتر، چشمانم چهارتا می‌شوند. تازه‌ترین پست گذاشته شده در عرض یک روز سه و نیم میلیون بازدید داشت. عجیب است. ویدیو را باز کرده با خواندن تیتر پی می‌برم راجب پرونده جنایی است که باز به جریان افتاده. آن تیتر قرمز رنگ می‌گفت،
« قاتل یا خالق شاهکار؟».
پس زمینه تیتر پشت بام یک هتل است.
خبرنگار در پی افسرانِ جنایی می‌دوید و سعی داشت نوارهای زردی که دور آن برگه‌های طراحی سیاه قلم، که...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #59
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید[/B]جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید[/THANKS]
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

میم.فـــا๛

نگاربان
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
25/1/22
ارسالی‌ها
424
پسندها
3,833
امتیازها
16,913
مدال‌ها
17
  • نویسنده موضوع
  • #60
جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید[/B]جهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شویدجهت مشاهده متن کامل باید عضو انجمن شوید[/THANKS]
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
 
آخرین ویرایش

کاربران بازدید کننده از موضوع (تعداد: 6)

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا