- تاریخ ثبتنام
- 30/9/25
- ارسالیها
- 201
- پسندها
- 2,507
- امتیازها
- 13,753
- مدالها
- 10
- نویسنده موضوع
- #61
***
الیورا از جنگل خارج شد؛ از پرش مکان استفاده کرد و خودش را مقابل خانهاش انتقال داد. نفسش را از سر آرامش بیرون داد و به جنگل تاریک خیره شد. آن الف مسلماً حضورش را از طریق درختان متوجه شده بود. باید درون جنگل پرش مکان را اجرا میکرد، اما نور سفید ساطع شده از طلسم حضورش را اثبات میکرد. در صورتی که همه چیز مطابق نقشه پیش نمیرفت، میتوانست با بهانه آوردن حضورش در آن مکان را انکار کند و یا صحبت در موردش را به زمانی دیگر موکول کند. حالا مهرهی اصلی این بازی کجا بود؟
الیورا با قدمهای بیصدا به فضای خلوت تمرین رفت. آریان را دید که در حال احضار کردن سربازهای عادی بود و تمرینهایی که الیورا بر عهدهاش گذاشته را انجام میداد. هنوز احضار و برگرداندن یولیوس برایش ممکن نبود. در مدت این سه هفته...
الیورا از جنگل خارج شد؛ از پرش مکان استفاده کرد و خودش را مقابل خانهاش انتقال داد. نفسش را از سر آرامش بیرون داد و به جنگل تاریک خیره شد. آن الف مسلماً حضورش را از طریق درختان متوجه شده بود. باید درون جنگل پرش مکان را اجرا میکرد، اما نور سفید ساطع شده از طلسم حضورش را اثبات میکرد. در صورتی که همه چیز مطابق نقشه پیش نمیرفت، میتوانست با بهانه آوردن حضورش در آن مکان را انکار کند و یا صحبت در موردش را به زمانی دیگر موکول کند. حالا مهرهی اصلی این بازی کجا بود؟
الیورا با قدمهای بیصدا به فضای خلوت تمرین رفت. آریان را دید که در حال احضار کردن سربازهای عادی بود و تمرینهایی که الیورا بر عهدهاش گذاشته را انجام میداد. هنوز احضار و برگرداندن یولیوس برایش ممکن نبود. در مدت این سه هفته...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش