ما شکل حاجیانیم جاسوس و رهزنانیمیار عزیز! یوسف من کم تحمل است
این برده را برای اسیری کجا برم؟
شکر آن را ری تبریز و معظم در نهدما شکل حاجیانیم جاسوس و رهزنانیم
حاجی چو در ره آید ما خود زنیم راهش
شکر آن را ری تبریز و معظم در نهد
کز زمینش می بروید نرگس و ریحان ما
تورا غروب نماید ولی شروق بودهمه شهر ايران سراي من است
که نيک و بدش از براي من است
ای یوسف خوش نام مادف از کف دست آید نی از دم م**س.ت آید
با نی همه پست آید تا روز مشین از پا
ای در غم تو به سوز و یاربای یوسف خوش نام ما
خوش میروی بر بام ما
برخیز ای ساقی بیا ای دشمن شرم و حیاای در غم تو به سوز و یارب
بگریسته آسمان همه شب