- تاریخ ثبتنام
- 17/6/19
- ارسالیها
- 2,579
- پسندها
- 38,798
- امتیازها
- 66,873
- مدالها
- 40
- سن
- 22
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتسفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد
ترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین،دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتیام را شب طوفانی گرداب گرفت
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده استترس جای عشق جولان داد و شک جای یقین،
آبرو داری کن ای زاهد،مسلمانی بس است!!
خلق دل سنگ اند و من آئینه با خود می برم،
بشکنیدم دوستان، دشنام پنهانی بس است!!
دیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفتتلخی عمر به شیرینی عشق آکنده است
چه سرانجام خوشی گردش دنیا دارد
تصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفتدیدن روی تو در خویش ز من خواب گرفت
آه از آیینه که تصویر تو را قاب گرفت
خواستم نوح شوم، موج غمت غرقم کرد
کشتیام را شب طوفانی گرداب گرفت
تلخی عمر به شیرینی عشق آکنده استتصور کن بهاری را که از دست تو خواهد رفت
خم گیسوی یاری را که از دست تو خواهد رفت
شبی در پیچ زلف موج در موجت تماشا کن
نسیم بی قراری را که از دست تو خواهد رفت