مشاعره مشاعره با اشعار خواجوی کرمانی

  • نویسنده موضوع نویسنده موضوع سَنا
  • تاریخ شروع تاریخ شروع
  • پاسخ‌ها پاسخ‌ها 90
  • بازدیدها بازدیدها 3,625
  • کاربران تگ شده هیچ

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,958
پسندها
4,708
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #61
جانا ز من بی سر و بی پات چه غم
وز ناله ی عاشقان شیدات چه غم

در پای مران پیاده کز دست افتاد
گر بر رخ او نهی رخ از مات چه غم
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا
اگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشو
زاریم بین و ازین بیش میازار مرا!
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,594
پسندها
7,274
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #62
مگذر ای یار و درین واقعه مگذار مرا
چون شدم صید تو بر گیر و نگهدار مرا
اگرم زار کشی می‌کش و بیزار مشو
زاریم بین و ازین بیش میازار مرا!
اه از ان یار که نبود خبر از یارانش
داد از انکس که نباشد غم غمخورانش
یاری ان نیست که اگاه نباشد از یار
یار باید که بود اگهی از یارانش
 
امضا : m.sina

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,958
پسندها
4,708
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #63
اه از ان یار که نبود خبر از یارانش
داد از انکس که نباشد غم غمخورانش
یاری ان نیست که اگاه نباشد از یار
یار باید که بود اگهی از یارانش

شاها غرض ز فطرت عالم تو بوده ئی
ور نی که داشتی خبر از کاف کن فکان:/
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,594
پسندها
7,274
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #64
شاها غرض ز فطرت عالم تو بوده ئی
ور نی که داشتی خبر از کاف کن فکان:/
شاها غرض ز فطرت عالم تو بوده ئی
ور نی که داشتی خبر از کاف کن فکان:/
نرگس بنگر نشسته در سایه ی بید
وز مهر نهاده بر فلک چشم امید

چون زهره برآورد سر از بدر منیر
یا شمس طلوع کرد از روز سپید
 
امضا : m.sina

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,958
پسندها
4,708
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #65
نرگس بنگر نشسته در سایه ی بید
وز مهر نهاده بر فلک چشم امید

چون زهره برآورد سر از بدر منیر
یا شمس طلوع کرد از روز سپید
دیشب خبرت هست که در مجلس اصحاب
تا روز نخفتیم من و شمع جگر تاب!
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] سَنا

سَنا

مدیر بازنشسته
سطح
30
 
تاریخ ثبت‌نام
1/6/20
ارسالی‌ها
6,049
پسندها
27,805
امتیازها
70,873
مدال‌ها
26
  • نویسنده موضوع
  • #66
امضا : سَنا

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,958
پسندها
4,708
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #67
بی شکر شیرین تو در درگه خسرو
بر سینه زنم سنگ چو فرهاد ز دستت...
تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت!
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,594
پسندها
7,274
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #68
تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
رحم آر که خون در دلم افتاد ز دستت!


تا کی چو مسیح دم ز طاعات زنید
یا همچو لیکم لاف میقات زنید

خیزید و بمی خاک مرا گِل سازید
وانگه ز گلم خشت خرابات زنید
 
امضا : m.sina

فلورا.

کاربر حرفه‌ای
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
6/8/22
ارسالی‌ها
1,958
پسندها
4,708
امتیازها
28,973
مدال‌ها
17
  • #69
تا کی چو مسیح دم ز طاعات زنید
یا همچو لیکم لاف میقات زنید

خیزید و بمی خاک مرا گِل سازید
وانگه ز گلم خشت خرابات زنید
در میان خامه ترجمان گردد
از لبت هر که او نشان پرسد
چون دهان تو بی نشان گردد
چون ز لعلت سخن کند خواجو!
 
امضا : فلورا.
  • Like
واکنش‌ها[ی پسندها] m.sina

m.sina

کاربر خبره
سطح
14
 
تاریخ ثبت‌نام
10/8/20
ارسالی‌ها
3,594
پسندها
7,274
امتیازها
35,773
مدال‌ها
16
  • #70
در میان خامه ترجمان گردد
از لبت هر که او نشان پرسد
چون دهان تو بی نشان گردد
چون ز لعلت سخن کند خواجو!
ورطه ی پر خطر عشق ترا ساحل نیست
راه پر آفت سودای ترا منزل نیست

گر شوم کشته بدانید که در مذهب عشق
خونبهای من دلسوخته بر قاتل نیست
 
امضا : m.sina

کاربران در حال مشاهده موضوع (تعداد: 0, کاربر: 0, مهمان: 0)

عقب
بالا