- تاریخ ثبتنام
- 11/1/25
- ارسالیها
- 50
- پسندها
- 137
- امتیازها
- 523
- مدالها
- 2
- نویسنده موضوع
- #31
هق هق کرد روبه ساسان کردم و گفتم:
- وقتی اون مدارک رو به دست آوردید! هر کاری که دوست دارید باهاش بکنید. ادامه دادم:
- یه بلیتم برام بگیر به مقصد دبی! یادت نره چی گفتم.
- روچشم آقا.
از اونجا بیرون زدم نفس پر از خشمم رو بیرون فرستادم، می خواستم وقتی ماهلین رو پیدا کردم. باهاش یه زندگی خوب بسازم و همه چیز و براش جبران کنم، به خونه رفتم و چمدونم رو جمع کردم.
وارد فرودگاه شدم بعد از بازرسی چمدون ها سوار هواپیما شدم، چند ساعت گذشت هواپیما روی زمین فرود اومد، از فرودگا دبی بیرون زدم به هتل رفتم.
چمدونم رو روی تخت گذاشتم، به حمام رفتم دوش پنج دقیقهای گرفتم. بیرون اومدم. حوله رو روی تخت پرت کردم تیشرتم و با یه حرکت تن کردم، شلوار جین مردونهم رو پوشیدم. مستخدم اومد اعلام کرد که نهار آمادهست...
- وقتی اون مدارک رو به دست آوردید! هر کاری که دوست دارید باهاش بکنید. ادامه دادم:
- یه بلیتم برام بگیر به مقصد دبی! یادت نره چی گفتم.
- روچشم آقا.
از اونجا بیرون زدم نفس پر از خشمم رو بیرون فرستادم، می خواستم وقتی ماهلین رو پیدا کردم. باهاش یه زندگی خوب بسازم و همه چیز و براش جبران کنم، به خونه رفتم و چمدونم رو جمع کردم.
وارد فرودگاه شدم بعد از بازرسی چمدون ها سوار هواپیما شدم، چند ساعت گذشت هواپیما روی زمین فرود اومد، از فرودگا دبی بیرون زدم به هتل رفتم.
چمدونم رو روی تخت گذاشتم، به حمام رفتم دوش پنج دقیقهای گرفتم. بیرون اومدم. حوله رو روی تخت پرت کردم تیشرتم و با یه حرکت تن کردم، شلوار جین مردونهم رو پوشیدم. مستخدم اومد اعلام کرد که نهار آمادهست...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر