- تاریخ ثبتنام
- 30/9/25
- ارسالیها
- 200
- پسندها
- 2,507
- امتیازها
- 13,753
- مدالها
- 10
- نویسنده موضوع
- #51
همه در محوطهای خالی پشت خانهٔ الیورا جمع شده بودند؛ ایوان حتی کار بر روی خانه را رها کرده بود. آریان کنجکاو و منتظر ایستاده بود تا الیورا نحوهٔ کنترل قدرتش را توضیح دهد، اما او یک صندلی و تخته سیاه را احضار کرد و از آریان خواست تا بنشیند.
آریان روی صندلی نشست. الیورا مانند یک معلم، گچ سفیدی در دست گرفت و روی تختهٔ سیاه، دو دایرهٔ بزرگ و کوچک کشید. آرام بر یکی از دایرهها کوبید و گفت:
- خب، بذار برات از ابتداییترین چیزها صحبت کنم. این دو تا دایره رو مانا در نظر بگیر که توی بدن تمام انسانها وجود داره و باعث میشه توی این دنیا زنده بمونن. قدرتها به دو دسته تقسیم میشن: اصلی، که از مانای درون بدن میاد و هر چی مانای فرد بیشتر باشه قدرتش بیشتره، و جایگزین، که از مانای محیط استفاده میکنه.
-...
آریان روی صندلی نشست. الیورا مانند یک معلم، گچ سفیدی در دست گرفت و روی تختهٔ سیاه، دو دایرهٔ بزرگ و کوچک کشید. آرام بر یکی از دایرهها کوبید و گفت:
- خب، بذار برات از ابتداییترین چیزها صحبت کنم. این دو تا دایره رو مانا در نظر بگیر که توی بدن تمام انسانها وجود داره و باعث میشه توی این دنیا زنده بمونن. قدرتها به دو دسته تقسیم میشن: اصلی، که از مانای درون بدن میاد و هر چی مانای فرد بیشتر باشه قدرتش بیشتره، و جایگزین، که از مانای محیط استفاده میکنه.
-...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش