- تاریخ ثبتنام
- 21/5/19
- ارسالیها
- 6,148
- پسندها
- 15,474
- امتیازها
- 61,873
- مدالها
- 27
- نویسنده موضوع
- مدیر
- #41
- بله.
اومد تشت رو برداشت و بیرون رفت، دیدم که لیندا انگار حالش بهتر بود، رو به من گفت:
- شاهزاده چی شده؟
با لبخندی گفتم:
- حالتون چطوره؟
- خیلی خوبم انگار اصلا بیمار نبودم، اون صدای جیغ مال چی بود؟
- مال انگلی بود که در وجود شما بود ولی حالا از بین رفته، یه چند لحظه دیگه منو تحمل کنید تا من وضعیت جنین شما رو بفهمم.
- باشه.
دوباره تمرکز کردم و دیدم جنین قوی بود و آسیب ندیده و یه پسر با مزهاس، چشمام رو که باز کردم دیدم نگاه کولدر و لیندا روی منِ، لیندا با شتاب پرسید:
- وضعیت بچم چطوره؟
لبخندی روی لبم اومد و گفتم:
- خیلی خوبِ، یه پسر بامزه دارین.
کولدر با لبخند گفت:
- این عالیه.
- بله منم یه پسر پشت نقرهای داشتم ذوق میکردم جناب کولدر.
آروم دست لیندا رو رها کردم و رو بهش گفتم:
- بانو...
اومد تشت رو برداشت و بیرون رفت، دیدم که لیندا انگار حالش بهتر بود، رو به من گفت:
- شاهزاده چی شده؟
با لبخندی گفتم:
- حالتون چطوره؟
- خیلی خوبم انگار اصلا بیمار نبودم، اون صدای جیغ مال چی بود؟
- مال انگلی بود که در وجود شما بود ولی حالا از بین رفته، یه چند لحظه دیگه منو تحمل کنید تا من وضعیت جنین شما رو بفهمم.
- باشه.
دوباره تمرکز کردم و دیدم جنین قوی بود و آسیب ندیده و یه پسر با مزهاس، چشمام رو که باز کردم دیدم نگاه کولدر و لیندا روی منِ، لیندا با شتاب پرسید:
- وضعیت بچم چطوره؟
لبخندی روی لبم اومد و گفتم:
- خیلی خوبِ، یه پسر بامزه دارین.
کولدر با لبخند گفت:
- این عالیه.
- بله منم یه پسر پشت نقرهای داشتم ذوق میکردم جناب کولدر.
آروم دست لیندا رو رها کردم و رو بهش گفتم:
- بانو...
لطفا برای مشاهده کامل مطالب در انجمن ثبت نام کنید.
آخرین ویرایش توسط مدیر